نیویورک تایمز: توهم 'ترامپ' برای تشکیل ائتلاف خاورمیانه

[ad_1]

نیویورک تایمز در مقاله ای نوشت: ‘ناتوی عرب’ و مبارزه اعراب با ‘داعش’ توهمی بیش نیست؛ هدف اعراب از این ائتلاف، مهار ایران است و هدف ‘ترامپ’، جنگیدن با داعش.

 نیویورک تایمز در مقاله ای نوشت: ‘ناتوی عرب’ و مبارزه اعراب با ‘داعش’ توهمی بیش نیست؛ هدف اعراب از این ائتلاف، مهار ایران است و هدف ‘ترامپ’، جنگیدن با داعش.

به گزارش سایت ندا، ‘آنتونی جی. بلینکن’ معاون وزیر خارجه سابق آمریکا و معاون مشاور امنیت ملی آمریکا در دولت ‘اوباما’ و مدیر عامل مرکز ‘ پن بیدن’ برای دمکراسی و تعامل جهانی’ در واشنگتن در این مطلب می نویسد؛ سیاست گذاری این نیست که بیاییم نخست نظرمان را در شبکه توئیتر مطرح کنیم و بعدا سوال هایی را مطرح کنیم به خصوص اگر موضوع مورد نظر ‘خاورمیانه’ باشد.
رئیس جمهور ‘ ترامپ’ در تازه ترین پیام توئیتری خود از قطعی روابط جمعی از شرکای آمریکا شامل عربستان ؛ امارات و مصر با قطر حمایت کرد و با این کارش دعوای بوجود آورد و در خاورمیانه که چوب لای چرخ مبارزه با تروریسم گذاشته است را به اوج رساند.
ترامپ با این کارش ثابت کرد ائتلافی که آن را دستاورد مهم اولین سفر خارجی اش در مقام ریاست جمهوری امریکا می خواند؛ چقدر شکننده است.
عربستان، مصر و امارات از سالها قبل به دلیل رابطه قطر با ایران و ‘اخوان المسلمین’ و ‘حماس’ با آن دشمنی می کردند.
و اما قطر هم به سهم خود دچار این توهم شده است که فکر می کند پلی است میان این سه کشور. قطر به اشتباه تصور می کند که این سه کشور ولو آنکه با هم تعارض دارند اما هرگز میدان را خالی نمی کنند و باید با هم تعامل داشته باشند.
سعودی ها؛ اماراتی ها و مصری ها، قطر را متهم می کنند که افراط گرایان را پرورش می دهد و توانمند می سازد و کمک مالی به آنها ارائه می دهد و پرقدرت ترین بلندگوی تبلیعاتی منطقه یعنی شبکه تلویزیونی ‘الجزیره’ را هم برای تبلیغات در اختیارشان قرار می دهد و بدین ترتیب از آنها حمایت سیاسی می کند.
این سه کشور از قطر بیزارند چون یک کشور کوچک اما غنی از حیث ذخایر گاز طبیعی حیرت آورش دارد خود را در شئونات منطقه یک صاحب ادعا معرفی می کند و لیدر قیام ‘بهار عربی’ شده است.
تا به امروز واشنگتن از دخالت در این قضیه و جانبداری از هیچیک از طرفین دعوا پرهیز کرده است اما در خفا به قطر فشار وارد می آورد که از حمایت مالی گروههای افراط طلب دست بکشد.
قطر میزبان یکی از مهم ترین پایگاههای آمریکا در خاورمیانه است به نام ‘العدید’ که خانه حدود 11 هزار نیروی خدماتی در ائتلاف ضد داعش است که اکثر آنها آمریکایی هستند.
هواپیماهای ائتلاف از این پایگاه پرواز می کنند تا علیه داعش در عراق و سوریه عملیات هوایی انجام دهند. ترامپ ماه گذشته در نطق خود در عربستان قطر را ‘ یک شریک حیاتی استراتژیک ‘ یاد کرد.
اما حمایت بی قید و شرط ترامپ از سعودی ها در سفر به ریاض؛ سعودی ها را تشجیع کرد تا نه فقط روابطشان را با قطر قطع کنند بلکه دوحه را محاصره اقتصادی کنند. توئیت های ترامپ هم قطر را در یک حالت بهت و گیجی فرو برد.
این موضع گیری ترامپ آنقدر خطرناک بود که ‘ جیمز متیس’ و ‘رکس تیلرسون’ به ترتیب وزرای دفاع و خارجه آمریکا سراسیمه عازم کاخ سفید شدند و به او اطلاع دادند که این عمل او چقدر اوضاع را وخیم تر کرده است. ترامپ هم ظاهرا رویه اش را تغییر داد.
او سعودی ها و قطری ها را تشویق کرد که بنشینند و اختلافاتشان را رو در رو حل و فصل کنند. وی تاکید کرد که تشکیل یک جبهه متحد علیه داعش اولویت اول است.
به نظر می رسد که دیپلماسی آمریکا دارد در حد اعلی کار می کند.
اما ترامپ دوباره چوب دیگری لای چرخ دیپلماسی گذاشت و اوائل این ماه در یک کنفرانس خبری با رئیس جمهور رومانی بار دیگر به قطر حمله کرد و آن را ‘حامی مالی تروریسم در اعلی ترین درجه ‘ نامید و تمام کارهای دیپلماتیکی که خودش در این راه انجام داده بود را خراب کرد.
واقعا آشفته بازاری است.
دولت ترامپ می گوید که می خواهد یک ائتلاف نظامی متشکل از کشورهای عرب به رهبری عربستان برای مبارزه با تروریسم اسلام خواهانه راه بیندازد. گویا ترامپ سعی می کند ائتلاف مورد نظر خودش که به ‘ ناتوی عرب’ مشهور شده است را قبل از تولد بکشد.
اگر اینطور است؛ شاید این بهترین کار ممکن باشد.
دولت ترامپ به درستی از اعراب می خواهد که حداقل به خاطر امنیت خودشان هم که شده مسئولیت بیشتری در مبارزه با داعش را تقبل کنند.
اما این ائتلاف مملو از تناقضات است و تشکیل آن توهمی بیش نیست.
ترامپ این ائتلاف را ، یک ائتلاف متحد علیه افراط گرایی می بیند، اما سعودی ها آن را یک ائتلاف سعودی علیه ایران می خواهند.
این مسئله فی نفسه می تواند آمریکا را به درون چالش فرقه ای میان سنی و شیعه سوق دهد. فراتر از آن؛ عربستان صادر کننده آئین ‘وهابیت’ است که یک نوع قرائت فوق محافظه کارانه از دین اسلام است که نشر دهنده تفکر عدم مدارا در سرتاسر جهان است.
یک ائتلافی که لباس مبدل به تن کرده است و خود را ائتلاف امنیت خاورمیانه معرفی کرده است فقط سوخت آتش منازعات فرقه ای را تامین می کند و بر تروریسم دامن می زند نه آنکه آن را مهار کند.
واشنگتن هم لازم است به جای موضع گرفتن و جانبداری کردن ، بر ریاض تهران فشار وارد کند که از این آب گل آلود ماهی نگیرد.
دوم آنکه ؛ تمام ائتلافهای آمریکا در اروپا و آسیا دفاعی است. شرکای عرب آمریکا می توانند از این ائتلاف ضد داعش به عنوان یک ائتلاف تهاجمی بهره ببرند و آمریکا را به درون یک بلا در قلب خاورمیانه بکشند.
مصداق این رویداد ناگوار ؛ جنگیدن مخرب و غیر مولد ریاض در یمن علیه شورشیان ‘حوثی’ است . عربستان حوثی ها را نیروی نیابتی ایران در یمن می شناسد.
‘ محمد بن سلمان’ نایب ولیعهد عربستان در دیداری در آغاز مداخله نظامی عربستان در یمن به من (نگارنده مطلب) در مورد هدف عربستان از این اقدام نظامی گفت:’ هدف، برداشتن آخرین رد پای نفوذ ایران در یمن است’.
خلاصه این سناریوی افتضاح این است؛ دو سال جنگ و تلفاتی بیشمار غیر نظامیان و سعودی هایی که کماکان پایشان در جنگ یمن گیر کرده است و واشنگتنی که هنوز تصمیم نگرفته است آیا در صف متحدش بایستد و شریک جرم او در این افتضاح باشد یا نه؛ افتضاحی که یک خلاء قدرت ایجاد کرده که داعش و القاعده در ‘شبه جزیره عربی’ آن را پر کرده اند.
سوم آنکه؛ ترامپ ائتلاف خاورمیانه را یک اهرم قدرت برای کار بیشتر اعراب می شناسد. اما خود اعراب این ائتلاف را بهانه ای برای درگیر ساختن نظامی آمریکا در خاورمیانه می شناسند تا خودشان کمترین کار ممکن را انجام دهند.
و اما ترامپ که نتوانسته بود متحدان آمریکا در ‘ناتو’ را تشویق کند دست به جیبشان کنند و حق اشتراک بیشتری به ناتو بپردازند ، حالا در ائتلافش در خاورمیانه با متحدانی فوق العاده دست ودل باز روبرو خواهد بود.
اعضاء ‘شورای همکاری خلیج (فارس)’ که ساختار آن بر مبنای کمک متقابل استوار شده است از خطر کردن بیزارند و از حملات متقابل می ترسند و اولویت هایشان هم با یکدیگر تفاوت دارد.
این متحدان پول زیادی بابت خرید سلاح می دهند اما بعید به نظر می رسد این سلاح ها را آنطور که باید و شاید علیه داعش نشانه بروند.
نهایتا آنکه، ‘ناتو’ موجودیتی به مراتب بیشتر از یک ائتلاف با منافع مشترک است . ناتو یک ائتلاف با اصول و ارزشهایی مشترک است .
اما ترامپ اصلا ذاتا به گونه ای است که با مستبدان خاورمیانه بیشتر خودمانی است و احساس آرامش می کند تا با دمکراتهای اروپایی.
ترامپ باید توجه داشته باشد که منافع به مرور زمان تغییر می کنند اما ارزشها، نه .
در غیاب این ارزشها؛ ‘ ناتوی عرب’ ، فقط یک بنگاه سرمایه گذاری توخالی’ خواهد بود.

منبع:ایرنا

[ad_2]

لینک منبع

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *