پیام‌های حمله موشکی ایران به داعش/تغییر بنیادین در سطح نبرد محور مقاومت

[ad_1]

یک کارشناس مسائل نظامی و استراتژیک در سوریه با تشریح اهداف ایران از حملات موشکی به مواضع گروه تروریستی داعش در دیرالزور تأکید کرد: این حملات تغییر ریشه‌ای و اساسی در اشکال نبرد در آینده ایجاد خواهد کرد.

عمر معربونی
یک کارشناس مسائل نظامی و استراتژیک در سوریه با تشریح اهداف ایران از حملات موشکی به مواضع گروه تروریستی داعش در دیرالزور تأکید کرد: این حملات تغییر ریشه‌ای و اساسی در اشکال نبرد در آینده ایجاد خواهد کرد.

به گزارش سایت ندا، «عمر معربونی» درباره پیام‌هایی که جمهوری اسلامی ایران از طریق حمله به مواضع و مقرهای گروه تروریستی داعش در دیرالزور در شرق سوریه ارسال کرد، به خبرنگار تسنیم در دمشق گفت: می‌توان گفت عملیات نیروی هوای فضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران در زمینه‌ای بسیار گسترده‌تر از پاسخ به عملیات تروریستی اخیر داعش در تهران قرار دارد، از نظر زمانی، این عملیات با کنترل مجدد مرزهای عراق و سوریه و در نتیجه میان تهران و بیروت مرتبط است، بازگشایی راه مواصلاتی مرزی میان این کشورها در شکل و محتوای نبرد در سطح رویارویی میان محور مقاومت و رژیم صهیونیستی به‌شکل اساسی تغییر ایجاد خواهد کرد.

این کارشناس سوری اظهار داشت: معتقدم استفاده از موشک‌های بالستیک دوربرد که برد آن تا 750 کیلومتر می‌رسد، پیام مستقیمی به داعش است، اما در عین حال به‌صورت غیرمستقیم پیامی به رژیم صهیونیستی و آمریکا است که طرحش در منطقه با شکست‌های بزرگی روبه‌رو شده است، به همین سبب معتقدم شلیک این موشک‌ها نشانه بزرگی درباره ماهیت مرحله آتی از نظر سازوکارها و تجهیزات نبرد است و آنچه در مرحله آتی رخ خواهد داد در حقیقت متفاوت از تمام اشکال نبرد و درگیری‌هایی است که در مرحله گذشته رخ داده بود.

معربونی خاطرنشان کرد: مسئله بسیار مهم این است که رژیم صهیونیستی در حال حاضر در یک وضعیت بسیار رعب‌آور و هولناک به سر می‌برد و کل عملیاتی که آمریکا تلاش کرد در خط مرزی سوریه و عراق انجام دهد، عبارت بود از موضع‌گیری نیروهایش در پایگاه «التنف» که از نظر آمریکا مقدمه‌ای برای جداسازی مرزها و سیطره بر آن برای تثبیت آنچه قوس حائل در امتداد درعا تا السویداء و التنف تا البوکمال خوانده بود، و هدف از آن را جدایی سوریه از عراق و ایران و جدایی سوریه از فلسطین اشغالی اعلام کرده بود، اما روند کلی عملیاتی که رخ داده، به‌سمت ضربه زدن نهایی به این طرح آمریکا بوده است به این معنا که عملیات ارتباط و پیوند در نهایت رخ داد در نتیجه راه از تهران به‌سمت بیروت امتداد یافت و به همین سبب وضعیت بحرانی و متشنج آمریکا را مشاهده می‌کنیم که در سرنگون شدن یک جنگنده در منطقه الرصافه در جنوب الرقه نمایان شد.

وی درباره اهمیت استراتژیکی خط امداد‌رسانی که میان سوریه و عراق پس از به هم پیوستن نیروهای دو طرف باز شد، به تسنیم گفت: پیش از محقق شدن این پیوند و به هم پیوستگی در مرزهای عراق و سوریه،‌ عملیات امداد و کمک‌رسانی به جبهه سوریه از طریق دریا و هوا صورت می‌گرفت و در حقیقت چنین عملیات  امدادی به‌کندی انجام می‌شد،‌ ولی اکنون وضعیت به‌عکس است، ایران می‌تواند سوریه را به‌شکل اساسی برای مبارزه با داعش مجهز کند و همچنین این خط، ‌خط امداد اساسی برای رویارویی با رژیم صهیونیستی از طریق رسیدن به لبنان از راه سوریه است.

معربونی افزود:‌ ایران از طریق این خط استراتژیکی می‌تواند به‌شکل مستقیم با نزاع‌ها و  درگیری‌ها تعامل کرده و بر شکل نبرد و محتوای آن تأثیر بگذارد، زیرا سرعت ناشی از به‌‌کارگیری راه زمینی بر موازنه قوای راهبردی تأثیر خواهد گذاشت و کفه ترازو را به‌شکل گسترده‌تر به‌نفع محور مقاومت متمایل خواهد کرد چه در سطح نیروی انسانی یا تجهیزات یا حتی بعد اقتصادی باشد.

این کارشناس مسائل راهبردی سوریه درباره احتمال واکنش آمریکا به حملات موشکی ایران به گروه تروریستی داعش در دیرالزور به تسنیم گفت: آمریکا نمی‌تواند تغییرات اساسی در تحولاتی که در سطح میدانی رخ می‌دهد، ایجاد کند و واکنش آن به حالت‌های موضعی همچون حملات پراکنده به برخی نقاط خلاصه شود، اما این حملات آمریکایی هم هیچ  تأثیری بر ماهیت رویارویی نخواهد گذاشت که به مرحله پیشرفته‌ای پس از به هم پیوستن ارتش‌های سوریه و عراق رسیده است که پس از مدتی به نابودی کامل و پایان نهایی گروه تروریستی داعش منجر خواهد شد.

منبع:تسنیم

[ad_2]

لینک منبع

4 بُعد حمله موشکی ایران در گفت و گو با ژنرال بازنشسته ارتش لبنان

[ad_1]

به گزارش سایت ندا، «شارل ابی نادر» ژنرال بازنشسته ارتش لبنان به تحلیل حمله موشکی اخیر ایران به پایگاه داعش در الزیور پرداخت و آن را از چهار زاویه بررسی کرد.

به گزارش سایت ندا، «شارل ابی نادر» ژنرال بازنشسته ارتش لبنان به تحلیل حمله موشکی اخیر ایران به پایگاه داعش در الزیور پرداخت و آن را از چهار زاویه بررسی کرد.

ابی نادر نخستین بعد این حمله را نظامی می داند. به گفته وی این موشک ها منطقه ای را هدف قرار داده که برای داعشی که فشارهای زیادی در موصل و الرقه و صحرای سوریه تحمل کرده یک منطقه حیاتی به شمار می آید.
به اعتقاد این تحلیلگر مسائل نظامی، دیرالزور امن ترین جا برای داعش است و از فاصله 650 کیلومتری هدف ضربات دقیق موشکی قرار گرفته است.
بعد دوم حمله موشکی ایران از نظر شارل ابی نادر به تحولات میدانی و پیروزی های ارتش سوریه و متحدان آن در مرزهای عراق و سوریه مربوط می شود. به گفته وی دیرالزور با توجه به موقعیت جغرافیایی که دارد عقبه این مرز به شمار می آید و از این نظر اهمیت بالایی دارد.
ژنرال بازنشسته ارتش لبنان سومین بعد حمله اخیر را در ابعاد نمادین آن می داند و معتقد است این حمله نشان داد که جمهوری اسلامی ایران قادر است مناطق تحت نفوذ داعش را علیرغم نفوذ عملیاتی ائتلاف بین المللی و آمریکا در آن هدف قرار دهد.
شارل ابی نادر بعد راهبردی را چهارمین بعد ضربه موشکی ایران می داند. از نظر وی این حمله به رژیم صهیونیستی و واشنگتن این پیام را داشت که ایران تا پایان به حمایت از سوریه ادامه می دهد و ارتباط بین حلقه های محور مقاومت از آن حمایت به عمل می آورد.
شامگاه یکشنبه روابط عمومی کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در اطلاعیه ای از حمله موشکی نیروی هوافضای سپاه به مقرّ فرماندهی و مراکز تجمع و پشتیبانی تروریست های تکفیری در دیرالزور سوریه، با هدف مجازات عاملان جنایت تروریستی اخیر تهران خبر داد.
در این عملیات تعدادی موشک میان برد زمین به زمین از پایگاه های موشکی نیروی هوافضای سپاه در استانهای کرمانشاه و کردستان، تروریست های تکفیری را هدف ضربات مهلک و کوبنده قرار داد.

منبع:ایرنا

[ad_2]

لینک منبع

نیویورک تایمز: توهم 'ترامپ' برای تشکیل ائتلاف خاورمیانه

[ad_1]

نیویورک تایمز در مقاله ای نوشت: ‘ناتوی عرب’ و مبارزه اعراب با ‘داعش’ توهمی بیش نیست؛ هدف اعراب از این ائتلاف، مهار ایران است و هدف ‘ترامپ’، جنگیدن با داعش.

 نیویورک تایمز در مقاله ای نوشت: ‘ناتوی عرب’ و مبارزه اعراب با ‘داعش’ توهمی بیش نیست؛ هدف اعراب از این ائتلاف، مهار ایران است و هدف ‘ترامپ’، جنگیدن با داعش.

به گزارش سایت ندا، ‘آنتونی جی. بلینکن’ معاون وزیر خارجه سابق آمریکا و معاون مشاور امنیت ملی آمریکا در دولت ‘اوباما’ و مدیر عامل مرکز ‘ پن بیدن’ برای دمکراسی و تعامل جهانی’ در واشنگتن در این مطلب می نویسد؛ سیاست گذاری این نیست که بیاییم نخست نظرمان را در شبکه توئیتر مطرح کنیم و بعدا سوال هایی را مطرح کنیم به خصوص اگر موضوع مورد نظر ‘خاورمیانه’ باشد.
رئیس جمهور ‘ ترامپ’ در تازه ترین پیام توئیتری خود از قطعی روابط جمعی از شرکای آمریکا شامل عربستان ؛ امارات و مصر با قطر حمایت کرد و با این کارش دعوای بوجود آورد و در خاورمیانه که چوب لای چرخ مبارزه با تروریسم گذاشته است را به اوج رساند.
ترامپ با این کارش ثابت کرد ائتلافی که آن را دستاورد مهم اولین سفر خارجی اش در مقام ریاست جمهوری امریکا می خواند؛ چقدر شکننده است.
عربستان، مصر و امارات از سالها قبل به دلیل رابطه قطر با ایران و ‘اخوان المسلمین’ و ‘حماس’ با آن دشمنی می کردند.
و اما قطر هم به سهم خود دچار این توهم شده است که فکر می کند پلی است میان این سه کشور. قطر به اشتباه تصور می کند که این سه کشور ولو آنکه با هم تعارض دارند اما هرگز میدان را خالی نمی کنند و باید با هم تعامل داشته باشند.
سعودی ها؛ اماراتی ها و مصری ها، قطر را متهم می کنند که افراط گرایان را پرورش می دهد و توانمند می سازد و کمک مالی به آنها ارائه می دهد و پرقدرت ترین بلندگوی تبلیعاتی منطقه یعنی شبکه تلویزیونی ‘الجزیره’ را هم برای تبلیغات در اختیارشان قرار می دهد و بدین ترتیب از آنها حمایت سیاسی می کند.
این سه کشور از قطر بیزارند چون یک کشور کوچک اما غنی از حیث ذخایر گاز طبیعی حیرت آورش دارد خود را در شئونات منطقه یک صاحب ادعا معرفی می کند و لیدر قیام ‘بهار عربی’ شده است.
تا به امروز واشنگتن از دخالت در این قضیه و جانبداری از هیچیک از طرفین دعوا پرهیز کرده است اما در خفا به قطر فشار وارد می آورد که از حمایت مالی گروههای افراط طلب دست بکشد.
قطر میزبان یکی از مهم ترین پایگاههای آمریکا در خاورمیانه است به نام ‘العدید’ که خانه حدود 11 هزار نیروی خدماتی در ائتلاف ضد داعش است که اکثر آنها آمریکایی هستند.
هواپیماهای ائتلاف از این پایگاه پرواز می کنند تا علیه داعش در عراق و سوریه عملیات هوایی انجام دهند. ترامپ ماه گذشته در نطق خود در عربستان قطر را ‘ یک شریک حیاتی استراتژیک ‘ یاد کرد.
اما حمایت بی قید و شرط ترامپ از سعودی ها در سفر به ریاض؛ سعودی ها را تشجیع کرد تا نه فقط روابطشان را با قطر قطع کنند بلکه دوحه را محاصره اقتصادی کنند. توئیت های ترامپ هم قطر را در یک حالت بهت و گیجی فرو برد.
این موضع گیری ترامپ آنقدر خطرناک بود که ‘ جیمز متیس’ و ‘رکس تیلرسون’ به ترتیب وزرای دفاع و خارجه آمریکا سراسیمه عازم کاخ سفید شدند و به او اطلاع دادند که این عمل او چقدر اوضاع را وخیم تر کرده است. ترامپ هم ظاهرا رویه اش را تغییر داد.
او سعودی ها و قطری ها را تشویق کرد که بنشینند و اختلافاتشان را رو در رو حل و فصل کنند. وی تاکید کرد که تشکیل یک جبهه متحد علیه داعش اولویت اول است.
به نظر می رسد که دیپلماسی آمریکا دارد در حد اعلی کار می کند.
اما ترامپ دوباره چوب دیگری لای چرخ دیپلماسی گذاشت و اوائل این ماه در یک کنفرانس خبری با رئیس جمهور رومانی بار دیگر به قطر حمله کرد و آن را ‘حامی مالی تروریسم در اعلی ترین درجه ‘ نامید و تمام کارهای دیپلماتیکی که خودش در این راه انجام داده بود را خراب کرد.
واقعا آشفته بازاری است.
دولت ترامپ می گوید که می خواهد یک ائتلاف نظامی متشکل از کشورهای عرب به رهبری عربستان برای مبارزه با تروریسم اسلام خواهانه راه بیندازد. گویا ترامپ سعی می کند ائتلاف مورد نظر خودش که به ‘ ناتوی عرب’ مشهور شده است را قبل از تولد بکشد.
اگر اینطور است؛ شاید این بهترین کار ممکن باشد.
دولت ترامپ به درستی از اعراب می خواهد که حداقل به خاطر امنیت خودشان هم که شده مسئولیت بیشتری در مبارزه با داعش را تقبل کنند.
اما این ائتلاف مملو از تناقضات است و تشکیل آن توهمی بیش نیست.
ترامپ این ائتلاف را ، یک ائتلاف متحد علیه افراط گرایی می بیند، اما سعودی ها آن را یک ائتلاف سعودی علیه ایران می خواهند.
این مسئله فی نفسه می تواند آمریکا را به درون چالش فرقه ای میان سنی و شیعه سوق دهد. فراتر از آن؛ عربستان صادر کننده آئین ‘وهابیت’ است که یک نوع قرائت فوق محافظه کارانه از دین اسلام است که نشر دهنده تفکر عدم مدارا در سرتاسر جهان است.
یک ائتلافی که لباس مبدل به تن کرده است و خود را ائتلاف امنیت خاورمیانه معرفی کرده است فقط سوخت آتش منازعات فرقه ای را تامین می کند و بر تروریسم دامن می زند نه آنکه آن را مهار کند.
واشنگتن هم لازم است به جای موضع گرفتن و جانبداری کردن ، بر ریاض تهران فشار وارد کند که از این آب گل آلود ماهی نگیرد.
دوم آنکه ؛ تمام ائتلافهای آمریکا در اروپا و آسیا دفاعی است. شرکای عرب آمریکا می توانند از این ائتلاف ضد داعش به عنوان یک ائتلاف تهاجمی بهره ببرند و آمریکا را به درون یک بلا در قلب خاورمیانه بکشند.
مصداق این رویداد ناگوار ؛ جنگیدن مخرب و غیر مولد ریاض در یمن علیه شورشیان ‘حوثی’ است . عربستان حوثی ها را نیروی نیابتی ایران در یمن می شناسد.
‘ محمد بن سلمان’ نایب ولیعهد عربستان در دیداری در آغاز مداخله نظامی عربستان در یمن به من (نگارنده مطلب) در مورد هدف عربستان از این اقدام نظامی گفت:’ هدف، برداشتن آخرین رد پای نفوذ ایران در یمن است’.
خلاصه این سناریوی افتضاح این است؛ دو سال جنگ و تلفاتی بیشمار غیر نظامیان و سعودی هایی که کماکان پایشان در جنگ یمن گیر کرده است و واشنگتنی که هنوز تصمیم نگرفته است آیا در صف متحدش بایستد و شریک جرم او در این افتضاح باشد یا نه؛ افتضاحی که یک خلاء قدرت ایجاد کرده که داعش و القاعده در ‘شبه جزیره عربی’ آن را پر کرده اند.
سوم آنکه؛ ترامپ ائتلاف خاورمیانه را یک اهرم قدرت برای کار بیشتر اعراب می شناسد. اما خود اعراب این ائتلاف را بهانه ای برای درگیر ساختن نظامی آمریکا در خاورمیانه می شناسند تا خودشان کمترین کار ممکن را انجام دهند.
و اما ترامپ که نتوانسته بود متحدان آمریکا در ‘ناتو’ را تشویق کند دست به جیبشان کنند و حق اشتراک بیشتری به ناتو بپردازند ، حالا در ائتلافش در خاورمیانه با متحدانی فوق العاده دست ودل باز روبرو خواهد بود.
اعضاء ‘شورای همکاری خلیج (فارس)’ که ساختار آن بر مبنای کمک متقابل استوار شده است از خطر کردن بیزارند و از حملات متقابل می ترسند و اولویت هایشان هم با یکدیگر تفاوت دارد.
این متحدان پول زیادی بابت خرید سلاح می دهند اما بعید به نظر می رسد این سلاح ها را آنطور که باید و شاید علیه داعش نشانه بروند.
نهایتا آنکه، ‘ناتو’ موجودیتی به مراتب بیشتر از یک ائتلاف با منافع مشترک است . ناتو یک ائتلاف با اصول و ارزشهایی مشترک است .
اما ترامپ اصلا ذاتا به گونه ای است که با مستبدان خاورمیانه بیشتر خودمانی است و احساس آرامش می کند تا با دمکراتهای اروپایی.
ترامپ باید توجه داشته باشد که منافع به مرور زمان تغییر می کنند اما ارزشها، نه .
در غیاب این ارزشها؛ ‘ ناتوی عرب’ ، فقط یک بنگاه سرمایه گذاری توخالی’ خواهد بود.

منبع:ایرنا

[ad_2]

لینک منبع

واکنش شاعران به اقتدار نظامی ایران

[ad_1]

نادر ختایی از شاعران کشور در پی شلیک موفقیت آمیز موشک نقطه زن سپاه پاسداران به مواضع داعش در سوریه رباعی سروده است.

واکنش شاعران به اقتدار نظامی ایران
چند سیلی خوردی و‌ خوابت پرید/ داعشی این تازه جنگ نرم ماست
نادر ختایی از شاعران کشور در پی شلیک موفقیت آمیز موشک نقطه زن سپاه پاسداران به مواضع داعش در سوریه رباعی سروده است.

نادر ختایی از شاعران کشور در واکنش به شلک موشک توسط سپاه به مواضع داعش در سوریه شعری سروده است.

 

ما حسابمان از این دنیا جداست

نسل ما با جنگ و آتش آشناست

چند سیلی خوردی و‌خوابت پرید

داعشی این تازه جنگ نرم ماست

منبع:فارس

[ad_2]

لینک منبع

راز مفقود شدن ۵ هزار کودک یمنی در بیمارستان‌های اسرائیل/ قلب یمنی‌ها در اروپا می‌تپد!

[ad_1]

پس از ۶ دهه اکنون اسنادی به دست آمده که بخش‌هایی از راز مفقود شدن بیش از ۵ هزار کودک یمنی طی ۶ سال در بیمارستان‌های رژیم صهیونیستی را آشکار و برملا می‌کند.

به گزارش سایت ندا،  اواسط ماه ژوئن هر سال یادآور قضیه ای دردناک برای ۵۰ هزار یهودی یمن است که طی دهه ۴۰ و ۵۰ قرن گذشته به امید زندگی بهتر به سرزمین های اشغالی مهاجرت کرده، اما پس از اسکان داده شدن در اردوگاه های موقتی که «معبروت» خوانده می شد و به دلایل نا معلوم کودکان خود را از دست داده بودند.

قضیه مربوط به هزاران کودک یمنی است که با خانواده های اشان به محض پای گذاشتن در فرودگاه «تل آویو» که در آن زمان «لد» خوانده می شد و یا زندگی در اردوگاه هایی که به آنها اختصاص یافته بود، به بهانه های مختلف از جمله بیماری و چکاب و گرفتن آزمایش از خانواده ها جدا و بیمارستان ها سپرده می شدند، اما هیچ گاه عودت داده نمی شدند، بلکه اغلب چند روز بعد از جدایی خبر مرگ آنها بدون تحویل جسد یا آدرس محل خاکسپاری به خانواده های اشان داده می شد.
نکته عجیب تر آنکه حتی مسئولان وقت از صدور گواهی رسمی فوت برای این کودکان و دادن آن به خانواده های آنها امتناع می کردند. یکی از این یهودیان یمنی به نام «شلومو حتوخا» در صفحه فیس بوک خود داستان «شوشانا»، مادر بزرگش را نقل می کند که در سال ۱۹۴۹ میلادی از یمن به سرزمین های اشغالی مهاجرت می کند و اینکه وقتی در اردوگاه مهاجران بسر می برد، یکی از مسئولان اردوگاه نزد وی آمده و به بهانه چکاب و آزمایش های پزشکی کودکش را به یکی از بیمارستان ها می برند، در حالی که وعده باز گرداندن کودک در روز بعد را داده بودند.

اما وقتی فردای آن روز شوشانا برای اطلاع از حال فرزندش به بیمارستان مراجعه می کند، خبر مرگ فرزندش به وی داده می شود، بدون آنکه موفق به دیدن جنازه کودکش شود. فاجعه اصلی در سال ۱۹۵۳ میلادی رخ نمود، سالی که بالاترین آمار مفقودی در میان کودکان مهاجران یمنی را داشت و موجب اعتراض های شدید بسیاری از خانواده های مهاجر از جمله خانواده هایی که کودکان خود را از دست داده بودند، شده بود.

به گفته شلومو امروزه شاهد هستیم، افرادی یک باره با این حقیقت مواجه می شوند که فرزندان واقعی خانواده هایی که در آن رشد و نمو یافته اند، نیستند و در میان آنها، انگشت شماری هستند که از این شانس برخوردار بودند که خانواده های واقعی خود را بیابند.

نمونه ها در این خصوص بسیارند، به عنوان مثال «ساره ع» تعریف می کند، چگونه پرستار نوزادی که به دنیا آورده بود، را به وی نشان می دهد. یک نوزاد سه کیلو و نیمی که پس از به دنیا آمدن به وضوح صدای گریه اش را شنیده بود، اما پس از بیرون بردن وی از اتاق زایمان خبر فوتش را به وی می دهند و اصرارهای او برای دیدن کودک مرده اش راه به جایی نمی برد، همچنین «مریم الحدیف» در داستانی مشابه تاکید می کند، به چشم خود دیده که فرزندش زنده به دنیا آمده و برای دو روز به وی شیر داده بود، اما یک باره روز سوم در حالی که فرزندش در سلامتی کامل بسر می برد، خبر مرگش را برای مریم می آورند و در اقدامی مشابه از دیدن جسد نوزاد از سوی مادر امتناع می شود.

در تمام طول این سال ها اعتراض ها و شکایت های این مادران و هزاران مادر یمنی دیگر که کودکان خود را در اردوگاه ها و در چادرهای اشان گم کرده و از دست داده بودند، نه تنها راه به جایی نبرده بود، بلکه غالب این مادران به اختلال عقلی و انواع بیماری های روحی و روانی و توهمات ناشی از آن متهم شده بودند.

«ایگال یوسف»، شهردار سابق شهرک صهونیست نشین «روش هعاین» و نماینده خانواده هایی که کودکان خود را در این قضیه از دست داده بودند نیز در گفت و گو با رادیو ارتش اسرائیل گفته بود که به جست و جوی خود برای یافتن خواهرش که در کودکی وی را گم کرده بود، ادامه می دهد، به ویژه آنکه آخرین پیگیری های وی در وزارت داخلی آشکار ساخت که وی در قید حیات است. اما آدرسی که وزارت داخلی به وی داده بود، وجود خارجی نداشته است.

مهم تر از همه آنکه اگرچه از آن تاریخ تاکنون کابینه های وقت رژیم صهیونیستی سه کمیته حقیقت یاب – کمیته حقیقت یاب «بهلول – مینوکوفسکی» در سال ۱۹۶۷، کمیته حقیقت یاب «شلجی» در سال ۱۹۸۸ و کمیته حقیقت یاب «کوهن – کدمی» که در سال ۱۹۹۵ تشکیل شد و گزارش خود را در سال ۲۰۰۱ میلادی به کابینه وقت رژیم صهیونیستی ارائه داد – برای کشف خفایای این قضیه تشکیل داده بودند و هر یک از آنها از جمله کمیته حقیقت یاب «کوهن – کدمی» در گزارش خود ادعای ربوده شدن این کودکان را رد و  مستندات و دلایلی مبنی بر فوت آنها ارائه داده بودند، اما خانواده های آنها ضمن تکذیب این گزارش ها افشا کرده بودند که در مواردی از سوی مسئولان و مقامات ذیربط تهدید به سکوت و عدم ادامه اعتراض ها و پایان دادن به پیگیری شکایات خود شده بودند.

تحقیقات بعدی نشان می داد که طی فعالیت هریک از کمیته های حقیقت یاب بخشی از مستندات مربوط به این کودکان در بیمارستان ها محو و نابود شده بودند و یا اینکه گواهی های فوت جعلی متعددی در آرشیو این بیمارستان ها یافت شده بود، همچنین مدارک و مستنداتی یافت شده بود که نشان می داد، برخی خانواده های یهودی بدون طی کردن پروسه قانونی، به فرزندانی از این بیمارستان ها دست یافته بودند.

موضوع سوال برانگیز آن بود که چرا این کمیته ها از انتشار نتایج بازجویی و گواهی شاهدان عینی مانند «روت باروخ»، مسئول کودکان بی سرپرست اردوگاه های مهاجران یهودی در سرزمین های اشغالی و «آموس مانور»، رئیس امنیت داخلی رژیم صهیونیستی موسوم به «شاباک» امتناع کرده بودند، همچنین چرا کابینه های رژیم صهیونیستی روی اسناد و مدارک به دست آمده مُهر محرمانه و سری زده از انتشار آنها تا ۶۰ یا ۷۰ سال دیگر خودداری کرده بودند.

دسامبر سال گذشته میلادی کابینه رژیم صهیونیستی مدعی شده بود که پس از ۶۰ سال در اقدامی بسیار مهم پس از لغو محرمانه و سری بودن، اقدام به انتشار حدود ۲۰۰ هزار سند از پرونده معروف به «قضیه کودکان یمنی» می کند، به این امید که به یکی از بزرگ ترین رسوایی اسرائیل که ۶ دهه دامنگیر آن بوده، پایان دهد و به این طریق خانواده هایی که کودکان خود را از دست داده و از سرنوشت آنها تاکنون بی اطلاع بوده اند، از حقیقت امر آگاه شوند، اما همان گونه که انتظار می رفت، این صرفا یک ادعا بود، چون بخش های مهمی از این اسناد هم چنان مهر محرمانه بر خود داشته و از انتشار منع شده بودند.

این موجب شد تا رسانه های رژیم صهیونیستی از جمله روزنامه صهیونیستی «اسرائیل الیوم» و شبکه دو تلویزیون این رژیم هفته گذشته گزارشی درباره کودکان یمنی منتشر کنند که بُعد جدیدی از این قضیه را برملا می کرد. گزارشی که حتی رسانه های صهیونیستی ضمن اذعان به قبح و غیر انسانی بودن آن، در چندین جای گزارش، آن را به ظاهر محکوم کرده و عاملان آن را مورد انتقاد قرار داده بودند.

انجام آزمایش های پزشکی روی کودکان یمنی

گزارش روزنامه اسرائیل الیوم از «انجام برخی آزمایش های علمی و پزشکی روی این کودکان یمنی بدون اطلاع و کسب موافقت خانواده هایشان» پرده بر می دارد، آزمایش هایی که بر اساس اسناد به دست آمده موجب مرگ ده ها تن از این کودکان طی سال های ۱۹۴۸ تا ۱۹۵۴ میلادی شده بود. اگرچه به اعتقاد «نوریت کورین»، یکی از نمایندگان کنست این قضیه تا سال ۱۹۶۶ ادامه داشت و در پی آن بیش از ۵ هزار کودک یمنی مفقود شده اند.

اسرائیل الیوم تاکید می کند: برای اولین بار اسناد و گواهی شاهدانی را در اختیار دارد که ثابت می کند، این کودکان در قید حیات در معرض انواع آزمایش های پزشکی قرار گرفته اند که برای اولین بار در دنیا انجام می شده و آنها را به موش های آزمایشگاه های اسرائیل تبدیل کرده و موجب فوت دست کم چهار تن از آنها شده بود.

به نوشته این روزنامه صهیونیستی برخی از این اسناد نشان می دهد که در این سال ها بیمارستان «رام بام» شهر «حیفا» شاهد ربوده شدن یک تن از این کودکان و به فرزند خواندگی گرفتن یکی دیگر از آنها توسط یکی از اعضای کادر پزشکی مسئول انجام آزمایش ها این بیمارستان بوده است.

این روزنامه با توضیح اینکه به عکس های منتشر نشده ای دست یافته که نشان دهنده بخشی از این آزمایش ها و نحوه انجام آنها روی این کودکان است، می افزاید: در بخشی از اسناد به دست آمده درباره این کودکان آمده است که چگونه پزشکان شیوه های درمانی جدید را روی آنها آزمایش می کردند و به عنوان مثال با تزریق وریدی و مستقیم پروتئین خشک، سرم و پلاسما خشک به چهار کودک یمنی که از سوء تغذیه رنج می بردند، موجب مرگ آنها شدند.

در این باره پیش تر «درورا نحمانی روت»، وکیل یکی از این خانواده های یمنی از دکتر «جرج مندل»، رئیس بیمارستان کودکان «روش هعاین» که در انجام آزمایش های پزشکی روی کودکان یمن مشارکت داشت، به عنوان یکی از متهمان این پرونده یاد می کند.

نحمانی روت در اثبات ادعای خود، به عنوان سند نامه ای از دکتر «کلمن یعقوب مان»، نائب رئیس بیمارستان کودکان «روش هعاین» ارائه می دهد که ۲۱ نوامبر سال ۱۹۴۹ برای دکتر مندل نوشته و در آن نتیجه آزمایش های انجام شده روی چهار کودک یمنی که منجر به مرگ آنها شده بود، را به اطلاع وی رسانده بود.

نحمانی روت تاکید می کند، دکتر مندل از جمله افرادی است که اسناد و اطلاعات دقیقی از این آزمایش ها در اختیار داشت، اما ۷ سال بعد از بیم برملا شدن ماهیت واقعی این آزمایش ها و اهداف نهفته در پس آنها، اقدام به از بین بردن تمامی آنها می کند.

در این راستا، شبکه دو تلویزیون رژیم صهیونیستی نیز تصاویری از چندین کودک یمنی را منتشر می کند که نشان می دهد، آنها در معرض این آزمایش ها بوده اند. این عکس ها کودکان یمنی را در اتاق هایی شبیه آزمایشگاه های پزشکی و علمی در حالی برهنه به تصویر می کشد که روی بدن آنها مطالبی مربوط به نوع آزمایش انجام شده روی آنها نوشته شده بود، به عنوان مثال یکی از تصاویر نشان می دهد که روی شکم یکی از این کودکان واژه «طحال» نوشته شده که احتمالا بیانگر نوع آزمایش و نتیجه مورد نظر از آن روی طحال انسان بوده است.

اما بُعد بسیار خطرناک و ضد بشری این قضیه را «امیر یوحنا»، یکی از نمایندگان کنست افشا می کند. به گفته وی آنها در برابر شاهدانی از مهاجران یمنی قرار دارند که طی سال های مذکور از سوی برخی بیمارستان ها برای انجام آزمایش های مربوط به وضعیت سلامت قلب قرار داشته و شماری از آنها تحت این آزمایش ها بوده اند.

به گفته این نماینده کنست، نتیجه آزمایش های پزشکان روی قلب مهاجران یمنی نشان می داد که آنها دارای هیچ گونه ناراحتی و بیماری قلبی نبودند و این موجب شده بود، با تقاضاهای بسیار زیادی از سوی مراکز پزشکی و تحقیقاتی کشورهای غربی برای به دست آوردن قلب یمنی ها مواجه شوند، در نتیجه شماری از یمنی ها از جمله کودکان یمنی برای فروش قلب های اشان آن هم به مبالغ بسیار گزاف در این سال ها به شیوه ها و دلایل مختلف به قتل می رسند.

فراتر از کودکان یمن

اشتباه است، اگر تصور کنیم، این قضیه فقط کودکان مهاجران یمنی را در بر می گیرد، چون در این زمینه روزنامه صهیونیستی «معاریو» در گزارش مستندی از ربوده شدن صدها کودک از یهودیان مهاجر کشورهای شرق اروپا و بالکان طی همین دوره زمانی و در حوادثی مشابه خبر می دهد.

خانواده های یهودی که از لهستان، آلمان، رومانی، مجارستان، چک و اسلواکی مهاجرت کرده و در شهرک هایی چون دیمونا، کفار سابا، بیتح تکفا، قدس، تل آویو و حیفا در سرزمین های اشغالی ساکن شده بودند، طی این مدت یا یکی از فرزندان آنها مفقود شده بود و یا با خبر مرگ نوزادشان آن هم چند روز پس از تولد و در حالی که از سلامتی وی اطمینان کامل داشتند، مواجه شده بودند.

تحقیقات رسمی صورت گرفته نشان می دهد، طی سال های فوق الذکر دست کم ۲۱۰ کودک از مهاجران کشورهای اروپایی به شیوه های گفته شده، مفقوده شده اند.

جنایاتی که تا به امروز ادامه دارند

آنچه درباره انجام آزمایش های پزشکی روی کودکان مهاجران یمنی در این گزارش به آن اشاره شد، تنها به سال های گذشته یا کودکان یهودیان مهاجر محدود نمی شود، بلکه اسناد موجود ثابت می کند، این جنایات یکی از اصول و سیاست های ثابت کابینه های مختلف رژیم صهیونیستی از زمان تاسیس این رژیم تاکنون بوده است.

آزمایش داروهای ناشناخته روی کودکان اسرای فلسطینی

در سال ۲۰۱۱ میلادی «حسان ششنیه»، یکی از مسئولان سازمان آزادیبخش فلسطین با بیان اینکه ۴۰۰ کودک فلسطینی در زندان های رژیم صهیونیستی بسر می برند، افشا کرد که این کودکان صرف نظر از انواع آزارها و شکنجه هایی که در معرض آن قرار دارند، با جنایت ضد بشری آزمایش داروهای جدید و ناشناخته نیز مواجه هستند که تاکنون منجر به فوت شماری از آنها و یا فلج شدن و از کار افتادن بخشی از اعضای بدن آنها شده است.

کودکان تونس موش های آزمایشگاهی شرکت های داروسازی اسرائیل

افزون بر آن می توان به جنایت مشابه رژیم صهیونیستی روی کودکان تونسی اشاره کرد. «آیا قاتلان می توانند، داروساز باشند»، نام فیلم مستندی است که پرده از اقدام رژیم صهیونیستی در استفاده از کودکان تونسی جهت آزمایش داروهای جدید روی آنها بر می داشت.

«ایمان بن حسین»، کارگردان تونسی در فیلم مستند خود افشا می کند که انستیتو «پاستور» تونس و وزارت بهداشت این کشور با یکی از بزرگ ترین شرکت داروسازی رژیم صهیونیستی جهت آزمایش داروهای جدید این شرکت به ویژه داروی درمان بیماری «مانچیا» که از یک نوع پشه به بدن انسان منتقل می شود و موجب ضایعات پوستی غیر قابل ترمیم روی بدن انسان می شود و ۳ هزار نظامی آمریکایی شرکت کننده در اشغال عراق در سال ۲۰۰۳ میلادی به آن مبتلا شده بودند، روی کودکان تونسی همکاری داشته اند.

إیمان بن حسین

این کارگردان تونسی تاکید می کند، مستندات مکتوب و گواهی شاهدان عینی نشان می دهد، این داروها از سال ۲۰۰۰ یعنی پیش از آغاز اقدام نظامی علیه عراق و براندازی رژیم بعث در این کشور تا  ۲۰۱۴ یعنی روی کودکان تونس آزمایش می شد و در قبال موافقت خانواده ها با آزمایش این داروها روی کودکان اشان ۵۰ دینار تونسی پرداخت می شد.

عمده این آزمایش ها روی کودکان منطقه «سیدی بو زید» در جنوب تونس با ایجاد خراش هایی روی پوست یا تزریق یک دارو و گرفتن خون از فرد انجام می شد. فیلم نشان می دهد، روی صورت افراد مورد آزمایش پس از دریافت دارو لکه های سیاه رنگی ظاهر می شود، در این مرحله بار دیگر از فرد خون گرفته و از وی خواسته می شود، از مرهمی که در اختیارش گذاشته شده، روی لکه ها و زخم های ایجاد شده در پی آن استفاده کند.

طرح پذیرش یک صد کودک سوری

ژوئن سال گذشته میلادی کابینه رژیم صهیونیستی از طرح پذیرش یک صد کودک پناهجوی سوری و دادن تابعیت این رژیم به آنها پس از انتقال این کودکان به سرزمین های اشغالی و یافتن خانواده هایی با ریشه های عربی – یهودی جهت پذیرفتن این کودکان به فرزند خواندگی خبر داد و اعلام کرد تا یافتن این خانواده ها و اعلام آمادگی آنها برای پذیرش این کودکان، آنها سه ماه اول راهی مدارس شبانه روزی می شوند تا در آنجا تحت آموزش های لازم قرار گیرند و پس از آن در نهادها و مراکز تربیتی وابسته به وزارت آموزش و تربیت اسرائیل نگهداری خواهند شد.

در پی درج این خبر، خبرگزاری «آسوشیتد پرس» در گزارشی ضمن یادآوری قضیه مفقود شدن هزاران کودک از خانواده های مهاجر یهودی که اغلب دارای ریشه های عربی و شرقی بودند، تاکید می کند: به نظر می رسد، کابینه رژیم صهیونیستی درصدد تکرار سناریو دهه چهل و پنجاه قرن گذشته این بار روی کودکان زیر ۱۸ سال سوری است، این در حالی است که پیش از این رژیم صهیونیستی تحت عنوان مداوای مجروحان معارض سوری، صدها تن از این مجروحان را در بیمارستان های خود پذیرش و بستری کرده بود، بی آنکه تاکنون کسی از سرنوشت آنها اطلاعی در دست داشته باشد.

در همین راستا، روزنامه صهونیستی «یدیعوت آحارانوت» سپتامبر گذشته گزارشی منتشر کرد که در آن آمده بود، مقامات این رژیم با همکاری و کمک سازمان یهودی – آمریکایی حقوق بشری «عملیاه» اقدام به انتقال کودکان سوری آسیب دیده از جنگ جاری در سوریه به بیمارستان های این رژیم و مداوای آنها در بیمارستان های صفد و نهاریا می کند.

یدیعوت آحارانوت با بیان اینکه این کودکان پس از مداوا و بهبودی در شهرک های صهیونیست نشین اسکان می یابند، یادآور می شود که تنها طی ماه آگوست سال گذشته میلادی سازمان عملیاه ۲۱ کودک سوری را از استان «قنیطره»، در جنوب سوریه سرزمین های اشغالی منتقل کرد و مقامات مسئول در ارتش اسرائیل آنها را در بیمارستان «زیف» شهر صفد جهت مداوا بستری کردند.

به نوشته این روزنامه صهیونیستی مشابه چنین عملیاتی توسط این سازمان که مقر آن در نیویورک قرار دارد، بار دیگر و با هماهنگی با ارتش اسرائیل تکرار شده و این بار کودکان سوری منتقل شده در بیمارستان شهر «نهاریا» بستری شده بودند. در این باره شیخ «عباس زکور»، نماینده سابق کنست رژیم صهیونیستی افشا کرد، مسئولان بیمارستان «الجلیل غربی» در نهاریا به دنبال یافتن خانواده هایی برای کودکان سوری زخمی انتقال یافته به این بیمارستان بودند.

شیخ زکور درباره هزینه های درمان و مداوای این مجروحان که زمانی بحث و جدل بسیاری در میان صهیونیست های ساکن سرزمین های اشغالی به راه انداخته بود، تاکید می کند که از مداوای این مجروحان سود کلانی نصیب تل آویو می شود، چون هزینه آنها را یکی از کشورهای عرب حوزه خلیج فارس پرداخت می کند.

در این راستا، «بنیامین نتانیاهو»، نخست وزیر رژیم صهیونیستی سال گذشته میلادی در سخنانی، تصریح کرده بود که از وزارت خارجه این رژیم خواسته، راه هایی برای انتقال کودکان و زنان سوری مجروح حلب به بیمارستان های این رژیم جهت مداوا بیابند.

همچنین پس از فاجعه بمباران شیمیایی شهر «خان شیخون» در استان ادلب که آمریکا نظام سوریه را به آن متهم کرده بود، تل آویو خواستار انتقال کودکان سوری آسیب دیده در جریان این حمله جهت مداوا در بیمارستان های این رژیم شده بود، این درخواست ها این شبهه را ایجاد می کند که احتمالا هدف صهیونیست ها از این اقدام بررسی آثار و نتایج بمب های شیمیایی به کار رفته در خان شیخون روی افراد آسیب دیده به ویژه کودکان بوده است.

همچنین روزنامه «الشروق» چاپ تونس گزارشی منتشر کرده که در آن افشا می کند، گروه تروریستی تکفیری «داعش» اقدام به فروش کودکان سوری و عراقی از طریق مافیای تجارت بشر و قاچاق انسان به رژیم صهیونیستی کرده است.

روزنامه الشروق با بیان اینکه این کودکان از طریق ترکیه به این شبکه های مافیا فروخته می شوند تا به سرزمین های اشغالی انتقال یابند، تاکید می کند، هر یک از این کودکان که همگی نوزادان شیره خوار بوده اند، به قیمت ده هزار دلار فروخته شده اند.

منبع:مشرق

[ad_2]

لینک منبع

تل‌آویو: حمله موشکی سپاه پیامی درباره آمادگی موشکی ایران به دنیا فرستاد

[ad_1]

به گزارش سایت ندا، رئیس ستاد مشترک ارتش رژیم صهیونیستی روز سه‌شنبه گفته که حمله موشکی ایران به مواضع داعش، پیامی به دنیا درباره آمادگی این کشور برای استفاده از موشک‌های بالستیکش فرستاده است.

تل‌آویو: حمله موشکی سپاه پیامی درباره آمادگی موشکی ایران به دنیا فرستاد

به گزارش سایت ندا، رئیس ستاد مشترک ارتش رژیم صهیونیستی روز سه‌شنبه گفته که حمله موشکی ایران به مواضع داعش، پیامی به دنیا درباره آمادگی این کشور برای استفاده از موشک‌های بالستیکش فرستاده است.

«گادی آیزنکوت»، رئیس ستاد مشترک ارتش رژیم صهیونیستی روز سه‌شنبه گفته که حمله موشکی ایران به مواضع داعش، پیامی به دنیا درباره آمادگی این کشور برای استفاده از موشک‌های بالستیکش فرستاده است.

روزنامه تایمز اسرائیل، روز سه‌شنبه با نقل این اظهارات از ایزنکوت نوشت که وی علی‌رغم این مدعی شده که درباره «دستاورد عملیاتی» این حمله موشکی، در رسانه‌ها بزرگنمایی شده است.

«آیزنکوت» مدعی شد که ایران در تلاش برای دستیابی به موشک‌های پیشرفته‌تر است که این بخشی از برنامه این کشور برای به دست آوردن هژمونی در منطقه است.   

به گزارش جروزالم‌پست، وی در بخش دیگری از اظهاراتش درباره حملات گروه تروریستی داعش در تهران گفت: «شاید حملات تروریستی در تهران، هزینه دخالت این کشور در سوریه و اقداماتش علیه داعش است.»

رئیس ستاد مشترک ارتش رژیم صهیونیستی این اظهارات را در کنفرانس سالانه «هرتزلیا» مطرح کرد. وی در بخش دیگری از سخنرانی چهل و پنج دقیقه‌ای خود به موضوع توافق هسته‌ای ایران و گروه 1+5 پرداخت و گفت که این توافق به اسرائیل فرصت تنفسی در برابر تهدید هسته‌ای ایران می‌دهد، اما این فرصت تنفس موقتی است.

وی گفت: «دنیا باید جلوی تبدیل شدن ایران به یک کره شمالی دیگر را بگیرد. دنیا باید جلوی ساخت سلاح هسته‌ای توسط ایران را بگیرد.»

منبع:فارس

[ad_2]

لینک منبع

رسانه صهیونیستی: آمادگی سعودی ها برای عادی سازی روابط با اسرائیل

[ad_1]

به گزارش سایت ندا، تارنمای صهیونیستی «ان.آر.جی» (NRG) نوشت که عربستان سعودی اعلام کرده در صورتی که رژیم صهیونیستی به مرزهای سال 1967 پایبند باشد حاضر است تا روابط عادی بین دو طرف برقرار شود.

رسانه صهیونیستی: آمادگی سعودی ها برای عادی سازی روابط با اسرائیل
به گزارش سایت ندا، تارنمای صهیونیستی «ان.آر.جی» (NRG) نوشت که عربستان سعودی اعلام کرده در صورتی که رژیم صهیونیستی به مرزهای سال 1967 پایبند باشد حاضر است تا روابط عادی بین دو طرف برقرار شود.

روز دوشنبه شبکه تلویزیونی «المنار» این تارنمای صهیونیستی به نقل از یک «منبع سیاسی» نوشت: این مساله اتفاق تازه ای نیست اما در هفته های اخیر و پس از سفر دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا به خاورمیانه و انتشار خبرهایی درباره احتمال ایجاد تفاهم منطقه ای بین اسرائیل و کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس، تمرکز بیشتری بر این موضوع صورت گرفته است..

این منبع به نقل از بنیامین نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی پیش بینی کرد که در آینده نزدیک تحولاتی در روابط بین اسرائیل و کشورهای خلیج فارس به وقوع بپیوندد. این منبع از ارائه توضیحاتی بیشتر در این خصوص خودداری کرد.

منبع:ایرنا

[ad_2]

لینک منبع

آحارونوت: حمله موشکی ایران به دیرالزور پیامی به دنیاست

[ad_1]

به گزارش سایت ندا، روزنامه صهیونیستی یدیعوت آحارونوت در واکنش به حمله موشکی ایران به پایگاه گروه تروریستی داعش در دیرالزور سوریه نوشت: این حمله فقط هشدار به اسرائیل نیست، بلکه هشداری است برای کشورهای عربی خلیج فارس و همچنین آمریکا.

آحارونوت: حمله موشکی ایران به دیرالزور پیامی به دنیاست
یک روزنامه صهیونیستی حمله موشکی ایران به مواضع داعش در دیرالزور سوریه را پیامی به دنیا دانست.

به گزارش سایت ندا،  روزنامه صهیونیستی یدیعوت آحارونوت در واکنش به حمله موشکی ایران به پایگاه گروه تروریستی داعش در دیرالزور سوریه نوشت: این حمله فقط هشدار به اسرائیل نیست، بلکه هشداری است برای کشورهای عربی خلیج فارس و همچنین آمریکا.

این روزنامه مدعی شد که حمله موشکی ایران نشان دهنده این است که این کشور به دنبال تشدید دخالت‌های خود در سوریه است.

به نوشته آحارونوت اگر این موشک‌ها از فاصله بیش از 600 کیلومتری به اهداف مورد نظر اصابت کرده باشد، نشان می‌دهد که ایران گزینه‌‌های بیشتری غیر از حزب‌الله برای برخورد با اسرائیل در اختیار دارد.

این روزنامه صهیونیست در ادامه نوشت: حمله موشکی ایران علاوه بر ضربه‌ای که به داعش وارد آورد، به همپیمانان در سوریه کمک می‌کند.

آحارونوت افزود: اصابت دقیق این موشک‌ها به اهداف مورد نظر از فاصله 600 الی 700 کیلومتری نوعی عرض اندام از سوی ایران است، زیرا تاکنون فقط آمریکا و روسیه از چنین فاصله‌هایی موشک شلیک کرده‌اند.

در پی جنایت تروریستی 17 خردادماه 96 تروریست های تکفیری در تهران که به شهادت 18 تن از مردم مظلوم و روزه دار و مجروحیت جمعی دیگر از هموطنان عزیز منجر گردید، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، مقرّ فرماندهی و مراکز تجمع و پشتیبانی و ساخت خودروهای انتحاری تروریست های تکفیری در منطقه دیرالزور در شرق سوریه را با هدف تنبیه تروریست های جنایتکار، مورد حمله موشکی قرار داد.

منبع تسنیم

[ad_2]

لینک منبع

لیبرمن: از حملات موشکی ایران نگران نیستیم

[ad_1]

وزیر جنگ رژیم صهیونیستی به حملات موشکی ایران به مواضع داعش در دیرالزور واکنش نشان داد.

لیبرمن: از حملات موشکی ایران نگران نیستیم
وزیر جنگ رژیم صهیونیستی به حملات موشکی ایران به مواضع داعش در دیرالزور واکنش نشان داد.

به گزارش سایت ندا، آویگدور لیبرمن وزیر جنگ رژیم صهیونیستی گفت که این رژیم از حملات موشکی ایران به دیرالزور نگران نیست.

وی در جمع اعضای حزب متبوعش “اسرائیل خانه ماست”، گفت: اسرائیل آماده هرگونه تحولی است. ما آماده هستیم و هیچ نگرانی یا ترسی نداریم.

پیش از این بنیامین نتانیاهو نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی در واکنش به حملات موشکی ایران به مواضع داعش در دیرالزور گفته بود که ما فعالیت‌های ایران را زیر نظر داریم.

وی همچنین گفت: پیام ما به ایران این است که ما را تهدید نکنید.

در پی جنایت تروریستی 17 خردادماه 96 تروریست های تکفیری در تهران که به شهادت 18 تن از مردم مظلوم و روزه دار و مجروحیت جمعی دیگر از هموطنان عزیز منجر گردید، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، مقرّ فرماندهی و مراکز تجمع و پشتیبانی و ساخت خودروهای انتحاری تروریست های تکفیری در منطقه دیرالزور در شرق سوریه را با هدف تنبیه تروریست های جنایتکار، مورد حمله موشکی قرار داد.

بازتاب این حمله موشکی موفقیت‌‌آمیز، در رسانه‌های منطقه و بین‌الملل همچنان ادامه دارد.

منبع:تسنیم

[ad_2]

لینک منبع

انفجار قوی شمال تل آویو را لرزاند/ کشته شدن یک نظامی در کارخانه تسلیحاتی

[ad_1]

برخی منابع نیز احتمال داده اند این انفجار در یک کارخانه تولید موشک رژیم صهیونیستی رخ داده باشد که طی آن یک موشک در حال ساخت منفجر شده است.

انفجار قوی شمال تل آویو را لرزاند/ کشته شدن یک نظامی در کارخانه تسلیحاتی

برخی منابع نیز احتمال داده اند این انفجار در یک کارخانه تولید موشک رژیم صهیونیستی رخ داده باشد که طی آن یک موشک در حال ساخت منفجر شده است.

به گزارش سایت ندا،  منابع فلسطینی شب گذشته در خبری فوری از  انفجار یک کارخانه تسلیحاتی در شمال تل آویو  خبر دادند. این منابع تلفات اولیه این انفجار را کشته شدن یک نظامی صهیونیست اعلام کردند.

برخی منابع نیز احتمال داده اند این انفجار در یک  کارخانه تولید موشک رژیم صهیونیستی رخ داده باشد که  طی آن یک موشک در حال ساخت منفجر شده است.

بنابر اعلام کانال ۱۰ رژیم صهیونیستی این انفجار در کارخانه نظامی IMI در شهر رمات هشارون در شمال تل آویو رخ داده است.

در حالی که منابع رسمی صهیونیستی هنوز خبر وقوع این انفجار را تایید نکرده اند، منابع آگاه از بایکوت شدید و سانسور اخبار این انفجار از سوی رسانه‌های عبری خبر می دهند.

منبع:قدسنا


[ad_2]

لینک منبع