تاکید کنفرانس استانبول بر حمایت از قدس و مخالفت با عادی‌سازی روابط

[ad_1]


شرکت کنندگان در کنفرانس استانبول نسبت به مشارکت برخی کشورهای عربی در طرح های عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی هشدار داده و تاکید کردند که این مساله می تواند بر روی مساله فلسطین تاثیر منفی بگذارد ضربات بزرگی به مجموعه اصول فلسطینی بزند و به رژیم صهیونیستی فرصت بیشتری برای نادیده گرفتن حقوق فلسطینیان می دهد.

[ad_2]

لینک منبع

ریاض با هیاهوی تقابل با دوحه به دنبال فرار از مشکلات داخلی است

[ad_1]

اصغر زارعی: قطر از همان ابتدا نشان داده که در پیگیری سیاست های خود بدنبال حضور و نفوذ بیشترش در فلسطین، مصر، تونس و … است و با تقویت جریان اخوان المسلمین و حمایت مالی و تسلیحاتی از آنها می خواهد جریانی را در مقابل اندیشه های عربستان سعودی ایجاد کند.

عبدالرحمن فتح الهی –  نشست ترامپ با رهبران کشورهای عرب در ریاض قرار بود اتحاد دنیای عرب و وحدت نظر رهبران آنها را به نمایش بگذارد، اما هنوز 48 ساعت از این نشست نگذشته بود که شکاف عمیق بین قطر و عربستان به ویژه بر سر گروه اخوان المسلمین آشکار شد و در این میان ریاض، قطر را متهم به حمایت از اخوان المسلمین و گروه های افراطی اسلام گرا کرد تا این مسئله سرآغاز اختلافات و تنش های کم سایقه ای میان کشورهای حاشیه خلیج فارس با محوریت عربستان سعودی در مقابل دوحه شود. در این میان  علاوه بر کشورهای حوزه خلیج فارس، آمریکا هم به جرگه منتقدین این سیاست های قطر پیوست که نهایتا در پنجم ژوئن به قطع کامل روبط دیپلماتیک عربستان، امارات متحده عربی، بحرین، مصر و چند کشور دیگر با قطر انجامید.

یک چیز در این بین مشخص شده است و آن اینکه ویدیوی 24 ماه می (سوم خرداد) سخنان شیخ تمیم، اختلافات عمیق میان قطر و عربستان بر سر نقش گروه اخوان المسلمین و جایگاه قطر در پیش و پس از تحولات موسوم به “بهار عربی “را  آشکار کرد چرا که اظهارات امیر قطر با سیاست کنونی این کشور انطباق دارد و افزون بر این مسئله این که قطر با شبکه الجزیره از مجموعه انقلاب های منطقه خاورمیانه در سال 2011 با نام بیداری اسلامی یا بهار عربی حمایت کرده بود. در همین راستا رهبری قطر، بهار عربی را فرصتی برای افزایش نفوذ خود در منطقه می دانست. در سایه این نکته، دوحه با حمایت مستقیم و غیرمستقیم از جنبش های سکولار، مشروعیت رژیم های تئوکرات منطقه، از جمله عربستان سعودی را  زیر سوال برد. یکی دیگر از اختلافات اساسی قطر با عربستان بر سر برخورد با گروه اخوان المسلمین است هرچند که خود عربستان نیز در سال های دهه ۱۹۷۰ به تعداد زیادی از اعضای اخوان المسلمین پناه داده بود، اما به تدریج متوجه شد که این گروه یک تهدید جدی علیه نظام های سیاسی منطقه از جمله خود عربستان است اما در مقابل قطر با حمایت از گروه اخوان المسلمین در سال های اخیر سعی در افزایش نفوذ خود در سایر کشورهای منطقه را دارد و از همین رو هم عربستان با این سیاست های اتخاذی دوحه  به شدت مخالف است. مجموع این مسائل در کل تنش های اخیر دو کشور را در سطحی پررنگ موجب شده است، تنشهایی که حتی با گذشت بیش از یک هفته با میانجی گری کشورهایی مانند کویت وعمان نه تنها پایان نیافته، که شدیدتر هم شده است. اقدامات حمایتی ترکیه در خصوص اعزام نیروی نظامی به قطر و زمزمه هایی مبنی بر تصمیم اسلام آباد برای اعزام 20 هزار نیروی نظامی پاکستانی به دوحه اگر چه تکذیب شد، چهره این تنش ها را از دیپلماتیک به تنش های نظامی تغییر داده که موجبات نگرانی بین المللی از ادامه این اختلافات را موجب شده است. “وقایع اتفاقیه” برای تحلیل دقیق تر شرایط، علل و وضعیت کنونی روابط دیپلماتیک ریاض و کشورهای همسو با عربستان در مقابل دوحه و آینده این تنش ها و بررسی تاثیرات سوء آن بر کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس و منطقه خاورمیانه، گفتگویی را با دکتر اصغر زارعی، پژوهشگر روابط بین الملل و کارشناس مسائل خاورمیانه ترتیب داده است که در ادامه می خوانید :

ما در چند وقت اخیر شاهد اختلافات بی سابقه ای در میان دوحه با برخی از کشورهای عربی منطقه خلیج فارس با محوریت ریاض را شاهد بوده ایم. از یک نگاه کلی، آیا مجموعه حوادث و شرایطی که بسترساز وضعیت کنونی است را ناشی از تصمیمات آنی بواسطه برخی از اظهارنظرهای سران قطر در خصوص تهران و محور مقاومت می دانید یا اینکه عوامل ایجاد کننده وضعیت موجود را بسیار ریشه ای تر از یک اظهار نظر ساده ارزیابی می کنید؟

پاسخ به این سوال نیازمند به یک نگاه تاریخی به حوادث وجریانات چند سال اخیر در منطقه خاور میانه است؛ ببینید بعد از سفر ترامپ به ریاض و نشست سران کشورهای عربی منطقه ما شاهد حوادث و رویدادهایی در منطقه هستیم که نشانی از یک برنامه ریزی دقیق و مدون برای پررنگ کردن تنش ها و ایجاد آشوب بیشتر در خاورمیانه بحران زده است. آنچه در گذشته اتفاق افتاده بود حاکی از هماهنگی سران کشورهای اتحادیه عرب با محوریت ریاض در جهت حمایت از گروه های تروریستی بود و عوامل کشورهای عرب منطقه و بخشی از کشورهای اسلامی فرا منطقه ای هم به واسطه اندیشه های رادیکال اسلامی، دست به اقداماتی تنش آفرین و در عین حال تفرقه افکنانه بواسطه تحریک گروه ها و جریانات تکفیری در عراق و سوریه بعد از جریانات بهار عربی در سال 2011 میلادی زدند و در این اقدامات ریاض خود را به عنوان نقش محوری، هماهنگ کننده و پشتیبانی کننده از گروه های تروریستی به صورتی کامل و آشکار نشان داد. از هین رو هم یک جنگ نیابتی را به نمایندگی از واشنگتن و خود ریاض بر عهده گرفت، اما با پیچیده تر شدن اوضاع منطقه در سایه استمرار این سیاست ها در ادامه ما شاهد شکل گیری ائتلاف دو سال پیش ضد داعش و تروریسم در ریاض بودیم که انتظار می رفت اتفاقات جدید و مثبتی ضد تروریسم در خاورمیانه در مبارزه با تروریسم روی دهد اما متاسفانه این ائتلاف شکست خورد چرا که عملا بخش عمده ای از کشورهای ائتلاف ضد تروریسم و داعش، خود از حمایت کنندگان آنها بودند. بنابراین از قبل مشخص بود که این اتحاد نمایشی، یک ائتلاف شکست خورده است. لذا اگر با همین رویکرد و نگاه تاریخی به سفر اخیر ترامپ به ریاض نگاهی داشته باشیم خواهیم دید که با توجه به وعده های انتخاباتی که ترامپ در زمان تبلیغات و حتی در روزهای اول بعد از ورود به کاخ سفید، سر داده بود  و برای برآورده کردن این شعارها از همان ابتدا دولت جدید واشنگتن، عربستان را بعنوان یکی از کشورهای متحد خود در منطقه خاورمیانه برای دستیابی به اهدافش در راستای این شعارها تلقی کرد. در همین راستا حتی بعد از صدور حکم منع روادید شهروندان 7 کشور مسلمان به آمریکا که این کشورها عموما از منتقدان سیاست خارجی واشنگتن بودند، ریاض را که بخوبی و روشنی از حامیان تروریسم در منطقه و جهان است از این قاعده مستثنی کرد، چرا که عربستان برای آمریکا همواره یک محل و منبع درآمد بسیار پرسود بوده است و بر اساس تئوری “چرخه دلارهای نفتی” علاوه بر ریاض سایر کشورهای عربی منطقه خاورمیانه به جای دلارهای حاصل از فروش نفت به خرید اسلحه از واشنگتن دست می زنند تا این چرخه به حرکت در آید. همواره دولت های گونگون ایالات متحده آمریکا از هر دو جناح دموکرات و جمهوریخواه با این نگاه به کشورهای عرب منطقه خلیج فارس بهویژه عربستان سعودی چشم داشته و اساسا روابط واشنگتن با این کشورها در این قالب تعریف می شود. اما نقطه تفاوت ترامپ با دولت های اسلافی خود در این است که سیاست خارجی خود را در خصوص این کشورها بصورتی واضح و صریح و اصطلاحا عریان بیان می کند و در سفر اخیرش هم قریب به 500 میلیارد دلار معاهده تسلیحاتی در سایه همین سیاست عریان با ریاض بسته شده که فقط در یک فقره آن، یک قرارداد 110 میلیارد دلاری در اولین معاهده بسته شده، در موازات این سفر نشست هایی برای مذاکرات بین سران کشورهای عربی با دونالاد ترامپ صورت گرفت که یکی از نتایج آن مربوط به خاندان آل خلیفه و تنش های داخلی بحرین بود که متاسفانه به مسائل دادگاهی شدن شیخ عیسی قاسم در این کشور و افزایش میزان خشونت نیروهای امنیتی این کشور ختم  شد، لذا در همین راستا و با همین نگاه باید به موضوع قطر نیز نگاه شود چرا که در این چارچوب با بهانه قرار دادن اظهارات سران دوحه بخصوص تمیم بن حمد آل ثانی امیر قطر در خصوص عدم تنش و احترام متقابل در رابطه با تهران و اهمیت محور مقاومت سعی کردند تا این دولتی (قطر) که در ادوار گذشته با شدت و ضعف به نحوی ریاض آن را مزاحم و عامل اجرای برنامه های خود می دانست از سد راه خود بردارد بنابراین برای در تنگنا قرار دادن و فشار بر دوحه از همان ابتدا رسانه های عربی با محوریت عربستان سعودی قطر را مورد هجمه های شدید رسانه ای قرار دادند و با بمباران رسانه ای در قالب تهدید و ارعاب از طریق انواع رسانه های دیداری و شنیداری و مکتوب و فضای مجازی سعی در عقب راندن قطر داشتند و در ادامه هم با فراخواندن سفرای این کشورها (عربستان، امارات متحده عربی، بحرین و مصر) از دوحه روابط دیپلماتیک خود را با قطر قطع کردند. بعد از این مسائل بلافاصله قطر با تحریم های سریع از سوی این 4 کشور روبهرو شد و با ورود چند کشور دیگر مانند لیبی و مالدیو به جرگه تحریم کنندگان قطر، پرونده حمله علیه دوحه فاز جدید خود را شروع کرد، هر چند که مجموعه اقدامات ریاض از به کار بستن تمام توان سیاسی و دیپلماتیکش خبر می دهد اما در رویه ای متفاوت رفتارهای برخی از کشورهای عربی نشان از این دارد که این کشور (عربستان) علی رغم به کار بستن تمام توان و پتانسیلش، وزنه چندان سنگینی را در منطقه نداشته چرا که بجای همراه شدن کویت، عمان، اردن، لبنان و حتی الجزایر، سودان، موریتانی و … در سایه این همه تدابیر کشورهایی مانند مالدیو و لیبی به تبعیت از ریاض برخاستند که این نکته مهم به روشنی حکایت از اختلاف نظر میان کشورهای عربی در خصوص تحریم قطر داشته و هم از سوی دیگر همان طور که گفتم، نشانی است بر عدم قدرت و توان تاثیرگذاری لازم عربستان سعودی در میان کشورهای عربی. البته بحث تحریم های هوایی، دریایی، اقتصادی – بانکی، روادید، مناسبات ورود و خروج اتباع و … هم از دیگر اهرم های تحریمی علیه قطر بود که سبب شد تا این اختلافات بیش از پیش پیچیده تر و در عین حال عمیق تر شود. با توجه به این نکات که تا این جا بحث شد آنچه ما در مواضع دو کشور در سال های اخیر شاهد بوده ایم، دوحه همواره با رویکرد اندیشه های اخوانی سعی در حمایت از گروه های اسلامی با همین اندیشه ها در کشورهایی مانند فلسطین، مصر، تونس و … داشته است و با رشد و فعال تر کردن تفکرات اخوان المسلمین تلاشی جدی را در ایجاد جریانی موازی در مقابل عربستان سعودی به کار بسته است، لذا در بستر این نکات و شرایط، امروز ما شاهد ایجاد اختلافاتی از جنس استراتژیک و راهبردی بین ریاض و دوحه هستیم که عربستان سعودی سعی دارد با هجمه های تند و همه جانبه همراه با متحدین خود، دولت قطر را وادار به عقب نشینی از مواضعش کند تا از این طریق از دایره نفوذ قطر در کشورهایی با اندیشه های اخوانی کاسته شود. پس با توجه به مطالب گفته شده، ریشه اختلافات کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس با محوریت ریاض در خصوص قطر در یک روند تاریخی و نه آنی و کوتاه مدت شکل گرفته، که مواضع اخیر امیر قطر بعد از سفر ترامپ نهایتا به بهانه و نقطه عطف در سر باز کردن این اختلافات منجر شده است.

اگر ما نقطه اختلافی اساسی مناقشات و تنش های اخیر را تضاد در مسئله ایران هراسی بدانیم با توجه به مواضع همسوی دوحه در قبال تهران در نشست سران و همچنین اظهارات اخیر امیر قطر ، از دید شما اولا این دیدگاه  مثبت قطر در خصوص تهران را ناشی از چه عواملی می دانید؟ ثانیا جایگاه دوحه در طیف کشورهای مرتجع مانند عربستان سعودی، امارات متحده عربی و بحرین و کشورهای با سیاست های معتدلتر مانند عمان، اردن و کویت را چگونه ارزیابی می کنید؟

چنان که گفتم قطر از همان ابتدا نشان داده است که در پیگیری سیاست های خود بدنبال حضور و نفوذ بیشترش در فلسطین، مصر، تونس و … است و با تقویت جریان اخوان المسلمین و حمایت مالی و تسلیحاتی از آنها می خواهد جریانی را در مقابل اندیشه های عربستان سعودی ایجاد کند. اما در خصوص تفاوت دیدگاه مسئله ایران هراسی مابین قطر با سایر دول مرتجع باید گفت که امیر قطر با نگاهی واقع گرایانه تر مسائل و رویدادهای منطقه خاورمیانه را تحلیل می کند و از همین رو تئوری “پدر خواندگی عربستان” در خاورمیانه را قبول ندارد و با اتخاذ سیاستی مستقل تر نسبت به ریاض همانند عمان، کویت و اردن که بخوبی سیاست اعتدالی خود را در طول این سال ها پیش برده اند، سعی کرده خود را از چتر قیمومیت ریاض خارج کند و همان طور که اشاره شد علاوه بر قطر کشوری مانند کویت هم بعد از جنگ خلیج فارس با دیدی به مراتب واقع بینانه تر و معتدل تر نسبت به شرایط خاورمیانه تلاش داشته روابط خود را با تهران حفظ نماید، روابطی که عمان هم در سال های اخیر آن را فراموش نکرده و در یک سیاست احترام متقابل و عدم تنش با تهران مناسبات خود را در طول این دوران حفظ کرده است. هر چند که من معتقدم اختلافات ریاض با دوحه اختلافاتی درون خانوادگی و مربوط به کشورهای عرب منطقه است و مسائل قطر بیشتر از این که به مسائل ایران هراسی مربوط باشد، بیشتر به انتساب حمایت از ترور و تروریسم به سران دوحه توسط ریاض مربوط می شود و این مسئله است که موجب ایجاد اختلافات جدی بین این کشورها شده است. بنابراین در سایه این نکته اظهارات ریاض در خصوص پیش شرط عدم حمایت از حماس در مدت اخیر بخوبی روشن می شود و از سوی دیگر هم اتخاذ سیاست های قهری و مقابله جویانه قاهره به واسطه ادعای حمایت و تجهیز گروه های اخوان المسلمین در مصر را به خوبی تبیین می کند و مضافا این که اظهارات خود ترامپ در دعوت مقامات دوحه به واشنگتن و درخواست برای عدم حمایت از جریان های تروریستی که ناظر بر گروه های اخوان المسلمین است هم بسیار مورد توجه و رضایت مقامات سعودی واقع شد که آن را هم باید در نظر داشت، بنابراین اساس اختلافات اخیر نه تهران بلکه به نوعی به اقدامات و سیاست های دوحه در حمایت از اندیشه های اخوان المسلمینی باز می گردد، لذا با توجه به قدرت و نفوذ مالی و سیاسی ریاض در اتحادیه عرب و شورای همکاری خلیج فارس و بحث عضویت دوحه در این دو و مضافا اعمال فشار بر قطر از طریق این گونه سازمان ها و معاهدات، سبب تعدیل نسبی و عقب نشینی دوحه در اتخاذ سیاست های مقابله جویانه با ریاض بدلیل عدم توان مقاومت لازم خواهد شد. در همین راستا از همان ابتدا تکذیب اظهارات امیر قطر توسط سران این کشور و همچنین ادعای هک شدن سایت و مجاری خبری و دولتی دوحه و همچنین آمادگی برای مذاکره در خصوص کاهش تنش و مضافا پذیرش طرف های میانجی برای از میان رفتن اختلافات، نشانه ای از این مسئله (عدم توان لازم در تقابل) است که قطر سعی و تمایل دارد که این اختلافات هر چه زودتر از میان برود، اما در بستر تمام این مطالب چنان که گفته شد، قطر با نگاهی واقع بینانه تر نسبت به جایگاه و شرایط غیر قابل انکار همسایه شمالی خود یعنی ایران و عدم تنش با تهران و در سایه این سیاست ها تلاش برای دور شدن از دام ریاض را داشته، چرا که در صورت بروز تنش های احتمال میان تهران با ریاض کشورهایی مانند قطر، امارات، بحرین و… بیشترین میزان آسیب پذیری را دارند لذا با این سیاست ها سعی در دور کردن تنش ها از خود را دارند.

شما به اندیشه های اخوان المسلمین و حمایت قطر از آن اشاره داشتید، با توجه به شرایطی مانند وجود دفتر مرکزی حماس در دوحه و نقش پررنگ این کشور در حمایت از این گونه گروه ها و جریانات آیا قطر در مصاف با عربستان و سایر کشورهای همسو با ریاض، سیاست خود را در قبال اندیشه های اخوان المسلمینی و حمایت از آنها به واسطع عدم توان تقابل، تعدیل خواهد کرد و نهایتا موجب کم رنگ شدن و دوری این کشور از سیاست های اتخاذی خود خواهد شد؟

هر چند که در مطالب قبلی از عدم توان تقابل دوحه در مقلبل این تحریم ها و هجمه ها سخن گفته شد اما به نظر من در این مصاف، دوحه همچنان بر سیاست های حمایت از اخوان المسلمین پافشاری خواهد کرد چرا که این مسئله به گونه ای پاشنه آشیل دوحه محسوب می شود، از همین رو با کناره گیری از این نوع سیاست ها شرایط و جایگاه آن (قطر) به مراتب سخت تر و پیچیده تر خواهد شد لذا به نظر می آید علی رغم هجمه های فراوان و تحریم های سنگین و گوناگون در همین بازه زمانی چند روزه، دوحه از موضع خود در خصوص اخوان المسلمین کوتاه نمی آید و همچنان این استراتژی خود را، حال با شدت ضعف حفظ خواهد کرد.

اما در قالب اندیشه های اخوانی، یکی از متحدین راهبردی قطر را می توان آنکارا دانست، با توجه به اقدامات حمایتی و پشتیبانی های سیاسی ترکیه و اظهار نظرهای سران این کشور در همسویی با قطر و همچنین اعزام نیروی نظامی به دوحه، آیا ترکیه در این تنش اخیر جانب قطر را در سایه این گونه رفتارها پی خواهد گرفت یا اینکه در آینده نقشی جدی تر را در میانجی گری و حل اختلافات همسو با کویت و عمان خواهد داشت؟

ببینید قبل از پرداختن به سوال شما باید گفت که ترکیه خود با مشکلات عدیده ای روبه رو است که از مسائل و تنش های داخلی گرفته تا درگیری در سوریه سبب شده تا آنکارا از یک سو انرژی و توان لازم را برای تقابل با ریاض نداشته و از سوی دیگر هم به واسطه حمایت از برخی گروه های مخالف با ریاض، خود آنکارا هم در یک تنش و اختلاف نسبی با عربستان سعودی به سر برد و لذا در سایه این مسئله امکان پررنگ شدن اختلافات میان آنکارا و ریاض هم وجود دارد. با توجه به این مسئله قطر و ترکیه به عنوان دو کشوری که در تنش اخیر منافع و مواضعی مشترک را پی می گیرند، می توانند به عنوان یک محور واحد در مقابل فشارهای ریاض عمل کنند از این جهت به نظر می آید ترکیه با نیم نگاهی به نقش میانجی گری، بیشترین نیرو و توان خود را در حمایت از دوحه صرف کند و در همین راستا و در سایه برخی از اقدامات حمایتی آنکارا مانند اعزام نیروی نظامی به قطر، دوحه در مواضع خود بویژه در خصوص سیاست های حمایت از اخوان المسلمین کمی مستحکمتر عمل کند.

    طبق قواعد و مناسبات بین المللی هیچ اختلاف و تنشی در یک محدوده باقی نخواهد ماند و در سایه تسری این تنش ها سایر کشورهای منطقه هم از تاثیرات سوء آن بی بهره نخواهند شد لذا در سایه این مطلب علاوه بر این که خود منطقه خاورمیانه در یک آتش بحران تروریسم به شدت ملتهب و پرتنش است اختلافات اخیر میان برخی از کشورهای عربی با قطر چه اقتضائات جدیدی را در منطقه خاورمیانه خواهد داشت. آیا تنش های خاورمیانه پیچیده تر، پر رنگتر و در عین حال گسترده تر خواهد شد؟

ببینید مسئله گسترش تنش در منطقه خاورمیانه از سفر ترامپ به ریاض کلید خورد، که نا امنی های اخیر افغانستان، مسائل بحرین و اختلافات اخیر ریاض با دوحه نشانه ای از تبعات سوء این سفر در گسترش تنش در منطقه خاورمیانه است. از همین رو دستاورد سفر ترامپ برای بحران سازی و تنش آفرینی در منطقه خاورمیانه با بودجه عربستان سعودی و سیاست های هم سوی ریاض در این خصوص، متاسفانه باید گفت منطقه خاورمیانه به سمت پر رنگ شدن تنش ها پیش می رود و مضاف بر این مسئله، سیاست های جنگ طلبانه ریاض در بحرین، یمن، سوریه، عراق و حتی شهرهای شرقی شیعه نشین خود عربستان به نحوی دیوانه وار تنش آفرینی در این منطقه را در دستور کار خود قرار داده است. هر چند که این سیاست های جنگ طلبانه در طول این سال های اخیر ناکارآمدی خود و سران ریاض را به اثبات رسانده اما از آن سو هم نشانه ای از جدی بودن مشکلات داخلی ریاض و فرافکنی های آن با تنش آفرینی در سایر کشورها است.

    اما فارغ از نقش عربستان اگر به رابطه سایر کشورهای تحریم کننده با قطر نگاه کنیم یقینا این کشورها هم  در سایه روابط دیپلماتیک و اقتصادی بسیار پررنگی با دوحه، قطر را یکی از لنگرگاه های ثبات سیاسی – اقتصادی خود در نظر دارند. با توجه به این نکته آیا سایر کشورهای همسو با ریاض مانند بحرین و امارات متحده عربی که در صورت قطع جدی روابط تجاری و سیاسی با دوحه، ضررهای فراوانی را خواهند داشت این دست از اقدامات تحریمی خود را در حد یک حرکات تاکتیکی و زودگذر اعمال خواهند کرد یا این که باید این اقدامات را از سیاست های استراتژیک و بلندمدت برای مهار قطر دانست و آیا این کشورها حاضر به پذیریش ضررهای قطع رابطه خواهند بود؟

با توجه به در هم تنیدگی روابط سیاسی و اقتصادی کشورهایی مانند امارات متحده عربی و به ویژه بحرین که اکنون در یک بی ثباتی سیاسی – اجتماعی به سر می برد و همچنین تاثیرات متقابل این کشورها بر همدیگر، یقینا دامنه این بحران شاید در چند وقت اخیر گسترده تر شود، اما تلاش های جدی از سوی سایر دولت های منطقه ای و فرامنطقه ای مانند اردن، کویت، بحرین و حتی اعلام آمادگی روسیه برای میانجی گری در خصوص مدیریت و کاهش تنش ها و اختلافات، صورت خواهد گرفت و شاید هم به واسطه عدم توان مقاومت لازم توسط قطر این کشور از برخی از مواضع خود عدول کند چرا که این کشور پتانسیل و ظرفیت لازم در قطر برای مقاومت بلند مدت را ندارد. لذا در قالب این نکات به نظر نمی آید این تنش به وجود آمده از حد و مرزهای تنش و قطع روابط دیپلماتیک زودگذر فراتر رود اما اگر غیر از این به وقوع بپیوندد ما باید شاهد گسترش تنش به سایر مناطق باشیم چنانی که تنش و جنگ در سوریه و عراق امروز دامن همه کشورها حتی از اروپا را گرقته است.

    با توجه به یکه تازی عربستان سعودی در راستای سیاست های خود پدرخواندگی که شما هم به آن اشاره داشتید، آینده این روابط و در کل وضعیت و شرایط خاورمیانه چه سمت و سویی خواهد داشت؟

آن چه مسلم است ریاض در سایه سفر اخیر ترامپ و حمایت های سیاسی در سایه نشست سران کشورهای عربی با ترامپ و همچنین معامله 480 میلیارد دلاری برای حمایت تسلیحاتی و نظامی از ریاض، سبب شده تا سران سعودی دست برتری را نسبت به سایر کشورهای عربی داشته باشند از همین رو هم سعی دارند تا هر گونه مخالفت، اعتراض و نقدی را با فشار و اعمال قدرت خود از میان بردارند، چنانی که در گذشته هم به قطر در پرونده یمن فشار آورده شد تا از ائتلاف خارج شود و امروز هم در همان راستا ریاض دست به اقدامات مقابله جویانه و تنش آفرین می زند چرا که سیاست های اتخاذ شده توسط کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس عمدتا سیاست های مستقل و متکی به خود دولت ها نیست و با دیکته شدن این سیاست ها از سوی برخی کشورها مانند ریاض صورت می گیرد و باید دیگر کشورها خود را با آن هماهنگ کنند لذا به نظر محتمل تر است که قطر هم در آینده نزدیک مجبور به یک مصالحه و سازش شود و دور از ذهن است که شرایط منطقه خاورمیانه شاهد آشوب و تنش نظامی و غیردیپلماتیک دو کشور باشد اما از آن سو هم نباید هیچ احتمالی را غیرممکن دانست.

منبع:دیپلماسی ایرانی

[ad_2]

لینک منبع

بررسی پیامدهای تحریم اسرائیل

[ad_1]

به گزارش سایت ندا، اقدامات جنبش تحریم هر روز در حال گسترش است و مسئولین رژیم صهیونیستی هم نگرانی خود را از فعالیت های این جنبش بارها ابراز داشته اند و اقداماتی را برای مهار و محدود سازی فعالیت این جنبش انجام داده اند.

جنبش بین المللی تحریم اسرائیل( Boycott, Divestment, Sanctions) در نهم جولای سال 2005 میلادی اعلام موجودیت کرد. در بیانیه تاسیسی این جنبش که 171 موسسه غیر دولتی فلسطینی آن را امضاء کرده اند؛ بر مبارزه با آپارتاید رژیم صهیونیستی علیه فلسطینیان تاکید شده است. این مبارزه مسلحانه نبوده بلکه در چارچوب حرکت های مدنی پیگیری می شود. عمده موسسات فلسطینی عضو این جنبش از موسسات وابسته به ساف و خودگردانی فلسطین هستند که قرارداد اسلو را امضاء کرده و موجودیت اسرائیل را به رسمیت شناخته اند.
 

این جنبش توانسته توجه اقشار مختلف را در کشورهای جهان به خود جلب کند و در حال حاضر بالغ بر 370 موسسه غیر دولتی عضو این جنبش هستند. در بیانیه تاسیسی جنبش بی دی اس، برماهیت لیبرال آن تاکید شده است که از فشار بر رژیم صهیونیستی و به انزوا کشاندن آن سه هدف اصلی را دنبال می کند:

 

– پایان محاصره سرزمین های اشغالی 1967 و بر چیدن دیوار نژادپرستانه

 

– به رسمیت شناختن حقوق فلسطینی ها به عنوان شهروندان رژیم صهیونیستی

– احترام به حق بازگشت آوارگان فلسطینی بر اساس قطعنامه 194 سازمان ملل متحد
 

جنبش تحریم در آغاز صرفا با هدف کاهش سرمایه گذاری خارجی در رژیم صهیونیستی فعال شد اما به مرور دامنه تحریم ها در ابعاد علمی و فرهنگی نیز گسترش یافت:
 

الف :در ابعاد اقتصادی جنبش تحریم موجب شده است:
 

– رژیم صهیونیستی با کاهش سرمایه گذاری های خارجی روبرو شود.
 

– بسیاری از محصولات تولیدی رژیم صهیونیستی بازارهای خود را از دست داده اند.
 

– با توجه به اینکه اتحادیه اروپا بر اساس قطعنامه های سازمان ملل سرزمین های 1967 را اشغالی می داند هرگونه فعالیت تولیدی ها و شرکت ها و بانک ها را در این منطقه غیر قانونی دانسته و مشمول تحریم کرده است. از این روی فعالیت اقتصادی در این منطقه ریسک بالایی دارد. کارخانه ها و موسسات ناچار به جابجایی شده اند که هزینه آن بسیار بالا است.

– تحریم برخی بانک ها مانند بانک هاپوعلیم که بزرگترین بانک اسرائیل است از سوی بانک دانسکه دانمارک و یا توقف همکاری دولت نروژ با دو کمپانی سرمایه گذاری افریقا- اسرائیل و کمپانی دانیاسبس اسرائیل
 

ب: در ابعاد فرهنگی:

 

– بسیاری از هنرمندان مطرح جهانی به این جنبش پیوسته اند.

 

– آثار و تولیدات هنری رژیم صهیونیستی از سوی افکار عمومی جهان مورد تحریم قرار گرفته اند.
 

– تحریم هنرمندان صهیونیستی هم در حال گسترش است.

 

ج: در ابعاد علمی:
 

– تحریم دانشگاه های رژیم صهیونیستی از سوی دانشگاه های جهان (برای نمونه دو دانشگاه دی پول و وسترن شمالی امریکا رسما اعلام کرده اند که همکاری های علمی خود با دانشگاه های اسرائیلی را متوقف کرده اند.)

پیوستن اتحادیه دانشجویان انگلیس به جنبش تحریم.
 

– پیوستن اتحادیه دانشجویی 300 هزار نفری ایالت اونتاریا
 

اقدامات جنبش تحریم هر روز در حال گسترش است و مسئولین رژیم صهیونیستی هم نگرانی خود را از فعالیت های این جنبش بارها ابراز داشته اند و اقداماتی را در برای مهار و محدود سازی فعالیت این جنبش انجام داده اند. از جمله تصویب دو بودجه 100 و 40 میلیون دلاری برای خنثی سازی تبلیغات این جنبش در سطح بین المللی. تصویب قوانین سختگیرانه علیه کسانی که  خواستار  تحریم اسرائیل هستند. درخواست از برخی دول حامی اسرائیل؛ خصوصا امریکا تا در محدود سازی فعالیت تحریم علیه این رژیم در امریکا و در جهان، آن را یاری کند.

 

از بیانیه تاسیسی این جنبش آشکارا دریافت می شود که جنبش تحریم اسرائیل راهکار یک دولتی را دنبال می کند. دولتی سکولار که در آن فلسطینیان به عنوان شهروند رژیم صهیونیستی بدون هرگونه تبعیض مطرح هستند. بنابر این راهکار دولت جایگزین رژیم صهیونیستی و یا راهکار دو دولتی و یا راهکار یک دولت یهودی را قبول ندارد. بر این اساس باوری به مقاومت مسلحانه ندارند. زیرا محور مقاومت بر اساس آزاد سازی فلسطین از اشغال استوار است که به معنی حذف واحد سیاسی اسرائیل است. بر همین اساس برخی از کارشناسان بر این باورند که فعال شدن جنبش تحریم موجب کاهش اقبال به مقاومت مشروع فلسطینیان در افکار عمومی خواهد شد. زیرا افکار عمومی به این سمت منتقل خواهند شد که ضمن حمایت از برخی از آرمان های فلسطین، اقدامات مسلحانه را تقبیح و تروریستی خواهند شناخت. بنابر این آرمان آزاد سازی کل فلسطین که محور مقاومت آن را دنبال می کند، مشروعیت خود را در نزد افکار عمومی از دست خواهد داد. حتی برخی دیگر از کارشناسان با توجه به اینکه رهبران این جنبش مانند عَمَر برغوثی که علی رغم تصویب قوانینی سخت که افراد و موسساتی که تحریم اسرائیل را خواستار هستند مجرم تلقی می کند در دانشگاه تل آویو تدریس می کند و هیچگونه فشاری از سوی رژیم صهیونیستی علیه وی مشاهده نمی شود؛ نگاه خوشبینانه ای به این جنبش نداشته و آن را حرکتی تعریف شده از سوی رژیم صهیونیستی می دانند که بیش از آنکه مصالح ملت فلسطین را دنبال کند، مصالح رژیم صهیونیستی را پیگیری می کند.

منبع:قدسنا

[ad_2]

لینک منبع

جدال آمریکا و اسرائیل برای فروش پهپاد به آلمان

[ad_1]

یک رسانهه آلمانی از تلاش آمریکا و رژیم صهیونیستی برای از صحنه خارج کردن یکدیگر با هدف فروش پهپاد به برلین خبر داد.

به گزارش سایت ندا،  آمریکا و رژیم صهیونیستی که در ساخت و فروش هواپیماهای بدون سرنشین (پهپاد) به نوعی رقیب یکدیگر محسوب می شوند اکنون در تلاش برای از میدان به در کردن یکدیگر برای فروش پهپاد به آلمان هستند.

دویچه وله در این رابطه می نویسد: یک شرکت آمریکایی تولید تجهیزات نظامی می‌خواهد از خرید پهپادهای جنگی اسرائیل برای ارتش آلمان جلوگیری کند.

تجهیز ارتش آلمان به پهپادهای جنگی با مشکل حقوقی روبروست. اوایل سال ۲۰۱۶ شرکت صنایع هوافضای اسرائیل موسوم به «آی ای آی» (IAI) برنده مناقصه فروش ۵ فروند پهپاد جنگی از نوع «هرون – تی‌پی» به آلمان شد اما شرکت آمریکایی «جنرال آتومیک”»که رقیب شرکت اسرائیلی در این مناقصه بود، به روند واگذاری این قرارداد به شرکت اسرائیلی و ناشفاف بودن مناقصه اعتراض کرد.

جنرال آتومیک نخست به مقام‌های مسئول نظارت بر رقابت‌ها در وزارت اقتصاد آلمان و پس از آن، به دادگاه ایالتی دوسلدورف شکایت کرد، اما نتیجه‌ای نگرفت و در دادگاه هم شکست خورد.

روزنامه آلمانی بیلد دیروز جمعه گزارش داد شرکت آمریکایی جنرال آتومیک از اعتراض خود دست برنداشته و بار دیگر به شکایت حقوقی متوسل شده و در مورد رای دادگاه ایالتی دوسلدورف تجدیدنظرخواهی کرده است.

بیلد نوشته است که جنرال آتومیک حتی در حال بررسی این موضوع است که این پرونده را به دادگاه قانون آلمان نیز بکشاند.

کمیسیون دفاعی پارلمان آلمان قرار است پرونده خرید پهپاد جنگی از اسرائیل را هفته آینده تصویب کند. قرارداد خرید پهپادها تابستان امسال میان وزارت دفاع آلمان و شرکت اسرائیلی IAI امضا خواهد شد.

ارزش یک میلیارد یورویی قرارداد

خرید ۵ فروند پهپاد هرون-پی‌تی به عنوان یک راه‌حل موقتی برای ارتش آلمان با هدف تجهیز به پهپادهای جنگی تا ۲۰۲۵ است. پس از آن قرار است پهپادهای جنگی اروپایی، که در حال حاضر در مرحله توسعه و طراحی است، جایگزین آنها شوند.

بنابر گزارش خبرگزاری آلمان، در کمیسیون بودجه پارلمان آلمان رقمی بالغ بر یک میلیارد و ۲۴ میلیون یورو برای خرید این پهپادها، نگهداری و آموزش بودجه در نظر گرفته شده است.

پهپادهای هرون-پی‌تی یکی از پیشرفته‌ترین پهپادهای شناسایی است. ۱۴ متر طول دارند و فاصله دو سر بال‌های آنها ۲۶ متر است. قدرت اوج‌گیری آنها تا ۱۴ هزار متر می‌رسد.

این پهپاد شناسایی می‌تواند سیستم‌های مختلف راداری مانند رادارهای گشت دریایی، سیستم‌های ارتباطی اطلاعاتی و ابزارهای حمایتی الکترونیکی را با خود حمل و هر نوبت بیش از ۲۴ ساعت پرواز کنند.

از این نوع پهپادهای شناسایی هم‌اکنون در کشورهای افغانستان و مالی استفاده می شود.

بنابر گزارش روزنامه بیلد، واگذاری قرارداد خرید پهپادها به شرکت اسرائیلی در پارلمان آلمان نیز با انتقاد مواجه بوده است.

توبیاس لیندنر، کارشناس امور دفاعی سبزها در پارلمان آلمان به روزنامه بیلد گفته است دولت آلمان در به‌دست آوردن پیشنهادهای قابل‌مقایسه برای این قرارداد موفق نبوده است. اما وزارت دفاع آلمان از این قرارداد دفاع کرده و آن را اقتصادی خوانده است.

منبع:مهر

[ad_2]

لینک منبع

ریولین: جهان باید جولان را به عنوان "بخشی از اسرائیل" به رسمیت بشناسد

[ad_1]

رئیس رژیم صهیونیستی گفت که جهانیان باید جولان را به عنوان بخشی از “اسرائیل” به رسمیت بشناسند.

ریولین: جهان باید جولان را به عنوان
رئیس رژیم صهیونیستی گفت که جهانیان باید جولان را به عنوان بخشی از “اسرائیل” به رسمیت بشناسند.

به گزارش سایت ندا، رووین ریولین این مساله را در مراسمی که به مناسبت پنجاهمین سالروز اشغال بلندی‌های جولان برگزار شده بود، عنوان کرد.

وی خاطرنشان کرد: اگر هم در یک برهه در میان اسرائیلی‌ها درخصوص این منطقه اختلافاتی وجود داشت، اکنون این اختلافات به پایان رسیده است.

ریولین گفت: جولان برای موجودیت یهودیان یک امر حیاتی به شمار می‌رود.

اسرائیل در جنگ شش روزه در سال ۱۹۶۷ بخش بزرگی از بلندی‌های جولان را که متعلق به سوریه است به اشغال خود درآورد.

منبع:ایسنا

[ad_2]

لینک منبع

اندیشکده شورای آتلانتیک نشستی در باره سرنوشت «برجام» دردولت«ترامپ» برگزار می کند

[ad_1]

این نشست با حضور «تریتا پارسی» مدیر اندیشکده «شورای آمریکایی های ایرانی تبار» موسوم به «نایاک» برگزار می شود و «باربارا اسلاوین» کارشناس ارشد مسائل ایران در این اندیشکده مدیریت جلسه را برعهده دارد.

اندیشکده شورای آتلانتیک نشستی در باره سرنوشت «برجام» دردولت«ترامپ» برگزار می کند

به گزارش سایت ندا، اندیشکده آمریکایی «شورای آتلانتیک» نشستی را با حضور دو تن از تحلیلگران مسائل ایران برگزارمی کند و درباره سرنوشت توافق هسته ای ایران در دولت «دونالد ترامپ» رئیس جمهوری آمریکا بحث و گفت و گو خواهند کرد.

این نشست با حضور «تریتا پارسی» مدیر اندیشکده «شورای آمریکایی های ایرانی تبار» موسوم به «نایاک» برگزار می شود و «باربارا اسلاوین» کارشناس ارشد مسائل ایران در این اندیشکده مدیریت جلسه را برعهده دارد. در این جلسه، سرنوشت برجام در دولت «دونالد ترامپ» با معرفی جدیدترین کتاب «تریتا پارسی» صورت می گیرد. وی در کتابی با عنوان
Losing an enemy: Losing an Enemy: Can the Iran Nuclear Deal Survive Trump?
درباره سرنوشت برجام در دولت کنونی آمریکا بحث کرده است. پارسی در این کتاب که سومین کتاب او درباره دیپلماسی ایران و آمریکاست، تاریخچه مذاکرات هسته ای ایران و غرب را که بیش از یک دهه به طول انجامید به تفصیل شرح داده و ضمن تشریح دلایل موفقیت این گفت و گوها، درباره چالش های کنونی «برجام» نیز توضیح داده است. وی دیپلماسی تیم «باراک اوباما» نسبت به ایران را با رویکرد«ریچارد نیکسون» رئیس جمهوری سابق آمریکا مقایسه می کند که در سال 1972 با چین وارد مذاکره شد. پارسی استدلال می کند که «پیروزی دیپلماسی اوباما» در قبال ایران باعث شده است تا تهران دیگر یکی از دشمنان آمریکا نباشدِ همان طور که چین با دیپلماسی نیکسون از دشمن آمریکا به شریک آن تبدیل شد.
تریتا پارسی، موسس و مدیر اندیشکده «شورای ملی آمریکایی های ایرانی تبار»
National Iranian American Council (NIAC)،از کارشناسان روابط ایران و آمریکا، سیاست خارجی ایران و ژئوپلیتیک خاورمیانه است. اندیشکده «شورای ملی آمریکایی های ایرانی تبار» یکی از اتاق فکرهای سیاست خارجی آمریکا و نزدیک به نومحافظه کاران آمریکاست که البته تلاش می کند در عین حمایت از برخی دیدگاه ای ضد ایرانی، از دیپلماسی بین ایران وآمریکا و بهره گیری از ابزارهای نرم برای تغییر رویکرد ایران نسبت به آمریکا نیز طرفداری کند. پارسی طی مذاکرات هسته ای ایران و غرب از هواداران این اقدام و موفقان گفت و گوها بود و استدلال می کرد که توافق هسته ای مانع از دستیابی ایران به سلاح هسته ای می شود. آخرین کتاب وی که محور نشست فردای اندیشکده شورای آتلانتیک است، 10 مرداد ماه سال جاری (اول اوت)، منتشر می شود.
«باربارا اسلاوین» (Barbara Slavin)، کارشناس ارشد مسائل ایران و خاورمیانه است و تحلیل ها و دیدگاه های وی به طور مستمر در رسانه های معتبر جهان منتشر می شود. اسلاوین خبرنگار رسانه آمریکایی «المانیتور» در واشنگتن نیز هست.
اندیشکده «شورای آتلانتیک» به عنوان یکی از تاثیرگذارترین اتاق های فکر در سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا بخش مجزایی از تحقیقات خود را به تحلیل ها و انتشار گزارش های راهبردی درباره مسائل گوناگون مربوط به ایران- چه تحولات داخلی کشور و چه امور منطقه ای و بین المللی- اختصاص دارد.
می توان یکی از دلایل افزایش حجم نوشتارهای تحلیلگران این اندیشکده طی هفته اخیر را بروز برخی مناقشات جدید در خاورمیانه از جمله تنش بین کشورهای عضو «شورای همکاری خلیج فارس» و قطر به راهبری عربستان سعودی و همچنین تشدید تنش بین ایران و آمریکا با محوریت «برجام» دانست. همچنین حضور ایران در سوریه و حمله تروریستی اخیر تهران نیز مورد توجه اندیشکده «شورای آتلانتیک» بوده است. از دوشنبه 22 خرداد ماه (12 ژوئن) تا شنبه 27 خرداد ماه (17 ژوئن)، 7 تحلیل در تارنمای این اندیشکده منتشر شده و نشستی نیز با محوریت «برجام» با حضور کارشناسان بنام اندیشکده های مطرح برگزار شده است.

منبع:ایرنا

[ad_2]

لینک منبع

سود رژیم صهیونیستی از قراردادهای تسلیحاتی عربستان و آمریکا

[ad_1]

شرکت های صنایع تسلیحاتی و امنیتی رژیم صهیونیستی سهم عمده ای درآمدهای ناشی از قراردادهای تسلیحاتی بزرگ امضا شده میان دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا و عربستان سعودی در جریان سفر ترامپ به ریاض خواهند داشت.

بسیاری از شرکت های امنیتی و تولید کننده سلاح در رژیم صهیونیستی با صنایع نظامی آمریکا که در زمینه تولید سلاح و تجهیزات و سامانه های نظامی مشمول قراردادهای امضای شده با عربستان به ارزش 110 میلیارد دلار در مرحله اول فعالیت می کنند، همکاری دارند. البته قرار است ارزش نهایی این قرارداد طی دوره 10 ساله به 350 میلیارد دلار برسد.

تحقیقی که “حاجی عامیت” از پژوهشگران صهیونیستی تهیه کرده بود، به این نکته اشاره کرده بود که قرادادهای تسلیحاتی آمریکا و عربستان، باعث افزایش فعالیت شرکت های صهیونیستی و گسترش دایره فعالیت و پروژه های آنها به خاطر حجم بالای تقاضاها خواهد شد.

بر اساس این تحقیق، شرکت های پیشرو صنایع نظامی آمریکا که مسئول تامین تجهیزات، تسلیحات و سامانه های نظامی مورد نظر عربستان سعودی خواهند شد و اسامی آنها عبارت است “لوکهید مارتین” (Lockheed Martin)، “نورثو گروپ گرومان” (northorp Grumman) و “ریثون” (Raytheon)، برخی اوقات تولیدات صنایع نظامی رژیم صهیونیستی “رافائیل” را به فروش می رسانند.

این تحقیق نشان می دهد که از آنجایی که شرکت رافائیل وابسته به بخش دولتی و خود دولت صهیونیستی است، هر دو بخش سیاسی و نظامی رژیم صهیونیستی اهتمام زیادی به منافع اقتصادی سرشار اقتصاد این رژیم از طریق قراردادهای تسلیحاتی آمریکا با عربستان دارند.

دی مارکر به نقل از یک مسئول برجسته سابق در وزارت جنگ رژیم صهیونیستی ـ که نخواست نامش فاش شود ـ آورده است که ترامپ علاقه زیادی به بازگشت آمریکا به منطقه و امضای قراردادهای تسلیحاتی هنگفت دارد تا به 8 سال رکود حاکم بر فعالیت های صنایع نظامی این کشور پایان دهد.

این مسئول خاطر نشان کرده است که حجم قراردادهای تسلیحاتی امضا شده میان آمریکا و عربستان طی دوره ریاست جمهوری باراک اوباما رئیس جمهور سابق آمریکا، از 110 میلیارد دلار فراتر نمی رفت و تمام بخش های آن هم اجرا نشد، اما تحولی که ترامپ در عرصه سیاست خارجی کشورش به وجود آورده است، از لحاظ راهبردی و اقتصادی تاثیر مثبتی بر روی اسرائیل دارد.

وی افزود قراردادهای بزرگ تسلیحاتی میان ریاض و واشنگتن باعث افزایش قدرت شرکت های تسلیحاتی و امنیتی اسرائیل برای رقابت در داخل آمریکا می شود؛ چرا که این قراردادها فرصت های زیادی را پیش پای آنها قرار می دهد و باعث افزایش نیاز شرکت های آمریکایی به کمک های شرکت های اسرائیلی می شود که به عنوان متعهد درجه 2 این قراردادها، سعی در تامین تجهیزات و تسلیحات مشمول این قراردادها خواهد کرد.

از سوی دیگر، “مهرین فروزانفر” مشاور اقتصادی ستاد مشترک ارتش صهیونیستی و رئیس دایره بودجه وزارت جنگ هم به دستاورد دیگر رژیم صهیونیستی اشاره می کند که به موجب آن، هر چند قراردادهای تسلیحاتی عربستان با آمریکا هرگز تاثیری بر هژمونی این رژیم نخواهد داشت، اما در مقابل، بهانه و توجیه لازم را برای تل آویو فراهم خواهد کرد تا از دولت آمریکا بخواهد که در قبال این قراردادهای تسلیحاتی با عربستان، سلاح های پیشرفته تری نسبت به سلاح های قبلی در اختیار این رژیم قرار دهد.

فروزانفر در گفتگو با روزنامه دی مارکر تصریح کرد که قراردادهای تسلیحاتی آمریکا و عربستان ضامن “آمریکایی شدن” منطقه است و این به نفع رژیم صهیونیستی است، اما اگر ریاض به جای آمریکا، از روسیه سلاح خریداری می کرد، «این می توانست خبر بدی برای تل آویو باشد.»

وی همچنین به نقطه خیلی مهمی اشاره می کند و می گوید شرکت های اسرائیلی که در تامین تسلیحات و تجهیزات و سامانه های جنگی عربستان در قالب قراردادهای همکاری خود با شرکت های آمریکایی، مشارکت خواهند داشت، مواظب این مساله خواهند بود که از انتقال فناوری های نظامی که رژیم صهیونیستی دوست ندارد، در اختیار عربستان قرار گیرند، جلوگیری کنند.

فروزانفر در پایان خاطر نشان کرد که قراردادهای تسلیحاتی عربستان با آمریکا تاثیر منفی بر روی جایگاه جغرافیایی راهبردی رژیم صهیونیستی خواهد داشت؛ چرا که باعث افزایش مسابقه تسلیحاتی در منطقه خواهد شد و این همان چیزی است که اویگدور لیبرمن وزیر جنگ این رژیم هم به صراحت نسبت به آن ابراز نگرانی کرده و گفته بود که این قراردادهای تسلیحاتی باعث نگرانی برخی مراجع حکومتی در تل آویو نسبت به این مساله شده است که این قراردادها باعث تشویق و تحریک کشورهای دیگری که مخالف اسرائیل هستند به گسترش ذخایر تسلیحاتی شان شود.

منبع:مرکزاطلاع رسانی فلسطین

[ad_2]

لینک منبع

شلیک سنای آمریکا با «اس.۷۲۲» به قلب برجام

[ad_1]

شلیک سنای آمریکا با «اس.۷۲۲» به قلب برجام

قانون مبارزه با فعالیت‌های ثبات‌زدای ایران در سال ۲۰۱۷ را می‌توان جدی‌ترین و جامع‌ترین قانون تحریمی ایالات متحده پس از اجرای برجام دانست.

به گزارش سایت ندا، وندی شرمن مذاکره کننده ارشد آمریکایی که حالا دوران بازنشستگی خود را طی می کند در سخنرانی های گوناگونی که به دعوت دانشگاه ها و اندیشکده های گوناگون صورت گرفته است بارها بر این نکته تاکید کرده که در مورد هیچ پرونده ای همچون پرونده هسته ای ایران نمی توان سناتورهای دموکرات و جمهوری خواهان را برای تصویب یک لایحه متحد کرد.

مصداق سخنان شرمن را به خوبی می توان در طرح اس.722 دید. طرحی که با حمایت سناتورهای دموکرات و جمهوری خواه در سوم فروردین سال جاری به کنگره ایالات متحده آمریکا ارائه َشد و در نهایت روز 25 خرداد ماه با 98 رأی موافق و تنها دو رأی مخالف به تصویب مجلس سنای ایالات متحده آمریکا رسیده است.

این لایحه هم اکنون در انتظار تصویب در مجلس نمایندگان آمریکا است تا پس از طی مراحل قانونی و با تصویب دونالد ترامپ رییس جمهور ایالات متحده آمریکا به لیست قوانین تحریمی علیه ایران اضافه شود.

* “قانون مبارزه با فعالیت های ثبات زدای ایران در سال 2017” چه می‌گوید

این طرح را که عنوان اصلی آن “قانون مبارزه با فعالیت های ثبات زدای ایران در سال 2017 ” است، می توان جدی ترین و جامع ترین قانون تحریمی ایالات متحده آمریکا پس از اجرای برجام دانست.

این طرح به صورت کلی از 12 بخش تشکیل شده است و رییس جمهور ایالات متحده آمریکا را موظف به شناسایی دایره وسیعی از فعالیت‌های ایران در حوزه منطقه، حوزه تسلیحاتی و حقوق بشر و اعمال تحریم های جدی و موثر بر افراد و نهادهای دخیل در این حوزه را می کند.

نگاهی کوتاه به لیست این فعالیت ها نشان می دهد که جهت گیری اصلی این طرح علاوه بر احیای برخی از تحریم های پیش از برجام در قالب های جدید، فشار بر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به عنوان محرک اصلی طرح‌های موشکی و فعالیت های منطقه ای ایران را دنبال می کند.

با این حال به نظر می رسد که طرح جدید علاوه بر اعمال تحریم های جدید می تواند بستری برای برخی درگیری های محدود نظامی را فراهم کند.

مهم ترین و اصلی ترین ارجاع قانونی در طرح تحریمی کنگره در بخش دوم آن است که بند 1701  کد 50 از قوانین داخلی ایالات متحده  آمریکا ذکر می شود.

این بند اختیاراتی را به رییس جمهور آمریکا می دهد که با تهدیدات غیر عادی و فوق‌العاده علیه سیاست خارجی‌، اقتصاد و یا روابط خارجی آمریکا که منبع آن خارج از این کشور است، مقابله کند. بستر قانونی چنین ارجاعی نیز تمدید سالانه وضعیت اضطراری علیه ایران است.

با تصویب این قانون و استناد به این بخش از قوانین فدرال رییس جمهور ایالات متحده آمریکا می تواند، بر اساس دستورات اجرایی و محول کردن آن به دفتر کنترل دارایی های خارجی وزارت خزانه داری تحریم های جدی و موثری علیه ایران در حوزه فعالیت های موشکی، اقدامات ثبات زدا و یا نقض حقوق بشر ایجاد کند که به راحتی معافیت های تحریمی برجام را بدون اثر می کند.

*بازرسی کشتی ها و هواپیماهای ایرانی

حضور ایران در سوریه و کمک به کشورهای عراق، لبنان و سوریه برای مقابله موثر با حضور تکفیری ها بارها و بارها با اتهامات آمریکا در حوزه مقابله با تروریسم مواجه شده است و حالا به نظر می رسد که پس از برجام آمریکایی ها فشار های تحریمی بر ایران به دلیل فعالیت های منطقه ای ایران با این طرح آغاز شده است.

بخش سوم قانون “قانون مبارزه با فعالیت های ثبات زدای ایران در سال 2017 ” به طور کامل به استراتژی منطقه ای آمریکا برای مقابله با ایران اختصاص یافته است و شامل بخش های گوناگونی است.

بر این اساس کنگره آمریکا دولت این کشور را موظف به تهیه گزارشی از ظرفیت نیروهای متعارف آن از جمله نیروهای زیر سطحی، موشک های بالستیک و همچنین فعالیت های ایران در حوزه جنگنده بدون سرنشین می کند.بخشی از این گزارش هم باید به توانایی های نامتعارف ایران از جمله سلاح های بیولوژیک و شیمیایی اختصاص یابد.

 در کنار این گزارش کاملی نیز باید از فعالیت های غیر متقارن ایران از جمله توانایی و حجم فعالیت های نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، توانمندی های سایبری آن و کمک های ایران به حزب الله و سایر گروه های مقاومت اختصاص یابد.

در این فصل کنگره آمریکا چندین راهبرد را برای دولت این کشور جهت مقابله با فعالیت های ثبات زدای ایران تعیین کرده است. اولین راهبرد ممانعت از حمل سلاح های مرگبار برای سازمان های تروریستی و جلوگیری از مداخله ایران در خطوط بین المللی کشتیرانی بین المللی است.

آمریکا یکبار درسال 2015 و با تماس مستقیم تلفنی جان کری و محمد جواد ظریف از حرکت کشتی حامل کمک های ایران به سمت یمن جلوگیری کرد. قبل تر از آن نیز تردد هواپیماهای ایرانی بین تهران و دمشق از طریق آسمان عراق بارها مورد انتقاد آمریکا قرار گرفت.

اگرچه عراقی ها تلاش کردند تا با بازرسی سرزده هواپیماهای ایرانی بتوانند آمریکایی ها را راضی کنند اما زنجیره انتقادات آن ها قطع نشد. در این میان اگر آمریکایی ها بخواهند به صورت مستقیم هواپیما و کشتی های ایرانی به منظور مقابله با انتقال سلاح به گروه های مقاومت مورد بازرسی قرار دهند، به طور حتم امکان برخی درگیری های محدود نیز وجود دارد.

با این حال از آنچه هنوز هیچ قطع نامه ای به صورت رسمی در خصوص مقابله با حضور ایران در سوریه به تصویب شورای امنیت سازمان ملل متحد نرسیده است، وجاهت بین المللی چنین اقداماتی به شدت زیر سئوال خواهد بود. الحاقیه محرمانه ای که در این خصوص از سوی دولت آمریکا برای اجرایی شدن این قسمت از این قانون تهیه می شود، بسیار مهم است.

حمایت از تشکیل ناتوی عربی و حمایت موثرتر از تشکیل چنین اتحادی نیز از جمله مواردی است که با تصویب این قانون به صورت جدی تری مود توجه قرار می گیرد.

*سپاه به لیست گروه های تروریستی می پیوندد

علاوه بر گزینه های فوق یکی از مواردی که می تواند به صورت جدی با تصویب این قانون دولت ایالات متحده مکلف به اجرای آن شود، قرار دادن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در لیست گروه های تروریستی است.

تاکنون تمام تحریم هایی که علیه نهادهای نظامی کشور از جمله سپاه قدس به اجرا در می آمدند بر اساس دستور اجرایی 13224 رییس جمهور ایالات متحده امریکا بود. بر اساس این دستور العمل اجرایی سپاه قدس و برخی شخصیت های ایرانی در لیست سیاه دفتر دارایی های خارجی ایالات متحده آمریکا قرار گرفتند و هر گونه معامله با این شخصیت ها تحریم شد.

حالا این طرح با تکرار اتهام حمایت از تروریسیم بین الملل توسط دولت ایران و به خصوص سپاه پاسداران امکان قرار دادن نام سپاه را در لیست سیاه تروریسم و تحریم کامل آن ها را می دهد. اگرچه این طرح از لحاظ اجرایی به دلیل وجود تحریم های معنادار قبلی بی معنا است، اما از لحاظ روانی می تواند به شدت بر مبادلات خارجی ایران موثر باشد.

با توجه به این که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در قالب قانون  و به منظور آبادانی کشور فعالیت های وسیعی در حوزه عمرانی کشور دارد، این تحریم جدید هراس شرکت های بین المللی از معامله با ایران را به دنبال خود خواهد داشت. در حقیقت این تحریم می تواند سب ایزوله شدن سپاه را در فضای اقتصادی داخلی کشور به  همراه بیاورد.

*بازگشت تحریم های هسته ای در لباس مبدل

بخش چهارم این قانون به طور کامل به تحریم گروه ها و اشخاصی اختصاص یافته است که به برنامه موشکی ایران کمک می کنند. در حقیقت این بخش از این قانون می تواند بسیاری از نهادهای داخلی ایران را تحت فشار قرار دهد.

برنامه موشکی ایران به عنوان بخشی از برنامه ملی ایران برای دفاع از خود در قالب ارگان هایی همچون وزارت دفاع پیگیری می شود. به این ترتیب نهادهایی همچون بانک مرکزی ایران به عنوان تامین کننده هزینه این برنامه موشکی ایران می توانند وارد لیست سیاه تحریم ها شوند.

در کنار ایران شرکت های بین المللی به منظور کاهش ریسک خود در هر گونه مبادله با ایران از حضور در فعالیت های مشکوک به پیشبرد برنامه موشکی ایران خودداری خواهند کرد. در صورت تفسیر سختگیرانه آمریکا از این قانون عملا تمام شرکت های خارجی باید ثابت کنند که فعالیت های آنان تاثیری در پیشبرد فعالیت های موشکی ایران نخواهد داشت.

این تفسیر حوزه هایی همچون فلزات، نرم افزارهای مهندسی، صنایع شیمیایی، مواد نوترکیب و همچنین سیستم های هدایت را در بر می گیرد و ایران را عملا از حوزه در این فعالیت محروم می کنند.

به نظر می رسد که آمریکایی ها در صدد تحمیل رژیم جدیدی از تحریم های موشکی به ایران هستند تا حتی اگر بر پایه الحاقیه دوم قطعنامه 2231 تحریم های بین المللی ایران در حوزه موشکی بعد از 8 سال لغو گردید، باز هم همچنان سایه تحریم های یک جانبه موشکی علیه ایران باقی بماند.

*تلاش برای همراه کردن اروپایی ها در تحریم های هسته ای

در کنار تلاش برای تحریم های یک جانبه آمریکا در حوزه موشکی، تروریسم و حقوق بشر آمریکایی ها به شدت به دنبال این هستند که تا در اعمال این تحریم ها به یک هماهنگی جدی با اروپا دست یابند. آمریکایی ها به خوبی آگاهند که عدم هماهنگی اروپایی در تحریم ایران می تواند، سبب ناکارآمدی آنها در صحنه بین المللی شود.

یکی ازدلایل موفقیت آمریکایی ها در اعمال تحریم های هسته ای علیه ایران هماهنگی جدی اروپایی برای مسدود کردن مسیر های نقل و انقال مالی با ایران بود.  بر اساس این قانون رییس جمهور آمریکا 90 روز پس ازاجرای این قانون و پس از آن هز 180 روز یک بار گزارشی رادر خصوص اعمال تحریم های مرتبط با حوزه تروریسم، برنامه موشکی ایران و حقوق بشر را ارائه کند و مشخص کند که اروپایی در چه حوزه هایی از پیگیری تصمیم آمریکایی ها طفره رفته اند.

اتخاذ چنین تدابیری می تواند در این قانون به عنوان یک اهرم فشار بر ضد کشورهای اروپایی عمل کند تا آن ها را مجبور به پیروی از تحریم های آمریکایی ها کند، البته مشخص نیست که اروپایی ها تا چه اندازه از این قانون پیروی کند و پاسخ به آن نیازمند گذشت زمان است.

*هنوز همه چیز تمام نشده است

در یک جمع بندی کلی می توان طرح جدید تحریمی کنگره علیه ایران را چکیده تمام انتقادات قبلی محافل داخلی آمریکا نسبت به برجام دانست. در حقیقت آمریکایی ها تلاش می کنند تا امتیازاتی که به وسیله برجام نتوانستد آن را بدست بیاروند را با این قانون عملی کنند.

آمریکا علاقمند بود تا با ایران در حوزه مسائل منطقه ای نیز بتوانند به گفت و گو بپردازد و در مذاکرات هسته ای نیز پیشنهادات فراوانی در این باره مطرح شد، اما این پیشنهادات با مقاومت قاطع ایران رو به رو شد.

تصویب این طرح و تحریم هایی که در پی آن می آید می تواند زمینه باز کردن باب جدیدی از مذاکرات در حوزه منطقه ای را با ایران ایجاد کند. همچنین این طرح زمینه فشار در مسائل غیر هسته ای را نیز بر ایران فراهم کرد. البته موفقیت راهبرد آمریکایی ها نیز در گرو عوامل گوناگونی است.

واکنش ایرانی ها نسبت به تصویب این قانون هنوز نامشخص است، ‌وانگهی مشخص نیست که اروپایی ها قراردادهای بزرگ و عظیم خود را رها کنند تا بتوانند با رضایت ایالات متحده آمریکا را جذب کنند. بر خلاف توافق نامه هسته ای نیز هیچ قطعنامه ای از سوی شورای امنیت در خصوص محکومیت حضور ایران در سوریه صادر نشده است تا بتوان با تکیه بر آن روسیه و چین را همراه کرد.

ماه های آینده روشن خواهد کرد که بانیان این طرح موفق خواهد تا بتوانند به اهداف خود دست پیدا کنند یا “قانون مبارزه با فعالیت های ثبات زدای ایران در سال 2017 ” مسیر دیگری را خواهد پیمود.

منبع:فارس

[ad_2]

لینک منبع

ابتلای 120 نظامی اسرائیلی به یک بیماری ناشناخته

[ad_1]

به گزارش سایت ندا، 120نظامی اسرائیلی در یکی از پایگاه های نظامی ارتش اسرائیل در جنوب سرزمین های اشغالی 1948 به یک بیماری ناشناخته مبتلا شده اند.

ابتلای 120 نظامی اسرائیلی به یک بیماری ناشناخته
به گزارش سایت ندا، 120نظامی اسرائیلی در یکی از پایگاه های نظامی ارتش اسرائیل در جنوب سرزمین های اشغالی 1948 به یک بیماری ناشناخته مبتلا شده اند.

سایت عبری زبان 0404 ضمن افشای این مطلب، افزود: ارتش اسرائیل این پایگاه بسته است و از بیم شیوع این بیماری به نظامیان اسرائیلی اجازه خروج از آن را نمی دهد.

این منبع تصریح کرد: این بیماری مشکوک به طاعون است، زیرا افراد مبتلا به آن از ورم پوستی و خارش شدید و درد در تمامی قسمت های بدن رنج می برند.

ارتش اسرائیل چندین تیم کارشناسان را مامور تحقیق در مورد این رخداد کرده است.

منبع:مرکزاطلاع رسانی فلسطین

[ad_2]

لینک منبع

حماس ضمن هشدار درباره اقدام خطرناک کابینه رژیم صهیونیستی

[ad_1]

نشست کابینه نتانیاهو زیر مسجدالاقصی و شهرک سازی جدید از نتایج سفر ترامپ است
حماس ضمن هشدار درباره اقدام خطرناک کابینه رژیم صهیونیستی؛ نشست کابینه نتانیاهو زیر مسجدالاقصی و شهرک سازی جدید از نتایج سفر ترامپ است

حماس ضمن هشدار درباره اقدام خطرناک کابینه رژیم صهیونیستی؛
نشست کابینه نتانیاهو زیر مسجدالاقصی و شهرک سازی جدید از نتایج سفر ترامپ است
حماس ضمن هشدار درباره اقدام خطرناک کابینه رژیم صهیونیستی؛ نشست کابینه نتانیاهو زیر مسجدالاقصی و شهرک سازی جدید از نتایج سفر ترامپ است

حماس برگزاری نشست هفتگی کابینه رژیم صهیونیستی در یکی از تونل های زیر دیوار ندبه (براق) و تصویب طرح های بزرگ یهودی سازی در شهر قدس را اقدامی خطرناک توصیف کرد.

سخنگوی حماس تاکید کرد: این اقدامات یکی از نتایج سفر دونالد ترامپ به منطقه و چراغ سبز او برای ادامه تجاوزات این رژیم علیه فلسطینیان است و احساسات و عواطف مسلمانان را خدشه دار کرده است.
 

عبداللطیف قانوع از تمامی کشورهای اسلامی و عربی دعوت کرد به مسئولیت های خود در قبال این اقدام تجاوزکارانه رژیم صهیونیستی عمل کنند.

 

وی همچنین تاکید کرد که بازگشت تشکیلات خودگردان فلسطین به میز مذاکرات با رژیم اشغالگر قدس جنایتی بزرگ است.
 

گفتنی است که  کابینه رژیم صهیونیستی دیروز یکشنبه به مناسبت 50 امین سالروز اشغال بخش شرقی قدسن نشست هفتگی خود را در یکی از تونل های واقع در زیر دیوار ندبه برگزار کرد.
 

روزنامه عبری زبان معاریو اشاره کرد که دولت طرحی را به ارزش 50 میلیون شکل به منظور توسعه بخش قدیمی قدس و ساخت پله ها و راهروهایی در زیر زمین به منظور دسترسی به بخش قدیمی قدس و دیوار ندبه به اجرا می گذارد.

این طرح همچنین شامل توسعه زیرساخت های بخش قدیمی قدس به منظور تشویق یهودیان و گردشگران خارجی برای بازدید از دیوار ندبه (براق) می باشد.

منبع قدسنا

[ad_2]

لینک منبع